شکر نعمت (شعر)
شکر نعمت (شعر)
شکر گویم من خدای لایزال/از برای نعمتان بی زوال*دایماً در نعمتش من غوطه ور/ زاین سبب در گمرهی من غوطه ور*هرچه از نعمت ببردم بهره ای/ کور گشتم ای عجب از ابلهی *هیچ در فکر سپاسی نامدم/ من نَسیتُ الحوت و خامی آمدم*هرکجا چشمی به شیءی کرده ام/ چشمکی از نور حق را دیده ام*چشمکان گویند که ای گم کرده ره/ نعمت حق را همیشه کن نگه*سفره ها رنگین ز نعمت های او/ دکّه ها گلچین ز نعمت های او*این زمین سنگین ز نعمت های او/ این زمین ننگین ز نعمت های او*جمله در دریا و خاک و آسمان/نعمت حق را برآرَد یادمان* از شناس نعمتان لایزال/ شد وظیفه تا شناسم ذو الجلال*شکرها را بر زبان جاری کنم/ در عمل هم شکر آن باری کنم*تا زشکرم نعمتش افزون شود/ دل برای عشق او مجنون شود*نصرت الله جمالی 6/1/1391.
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 12:42 توسط نصــــرت الله جـــــمالي
|
تصویری از خرداد ماه 1390 - زندگینامه علمی: