4- " فقر و تهيدستى " از عوامل سقوط فرادستان از فرودستان-6
4- " فقر و تهيدستى " از عوامل سقوط فرادستان از فرودستان-6
اين نوع بهره مند شدن عده اى از بيت المال درحالى بود كه صحابى گرانقدر پيامبر: عبدالله بن مسعود از حقوق حَقّه ی خود از اموال عمومى به دستور خليفه محروم گرديد و هنگامى كه در بستر بيمارى افتاده بود، خلیفه هنگام عیادت، ضمن گفت وگو با او، گفت: «دستور دهم مستمرى سابق تو را بپردازند»، عبداالله در پاسخ گفت: «روزى كه نيازداشتم منع كردى حال كه بى نيازم بپردازى..»(فروغ ولايت ص 319)
داستان ابوذرغفاری، این صحابه ی عالیقدر حضرت رسول الله و زندگی جنجالی او در زمان خلیفه ی سوم و فقر و فلاکتی که به خاطر مبارزه بادارودسته ی بنی امیه نصیب او شد و تبعیدش به ربذه، و ندادن حق او از بیت المال که از راستگوترین صحابه ی آن حضرت بود از جریان های "آبرو ریز" این دوران از حکومت صحابه ی پیامبرخداست که به جان هم افتادند و برای متاع و بهره وری از دنیا به یکدیگر ظلم کردند. این هم حدیث پیامبر درباره ی ابوذر: :«ماأظَلَّتِ الخَضراءُ و لاأقَّلَتِ الغَبراءُ ذالَهجَةٍ أصدَقَ مِن أبی ذَرٍّ»(معانی الاخبارص179): سایه نینداخت آسمان و دربرنداشت زمین، صاحب لهجه ای راستگو تراز ابوذر. (این حدیث در مسند احمدج 5ص197؛ مستدرک الحاکم ج3ص342و 344 برگرفته ازمقاله ی علامه عسکری در فصلنامه علوم حدیث"بررسی تطبیقی حدیث شیعه و اهل سنت" اینترنت؛ حوزه نت و کتاب سنن ترمذی5/334 والانساب الاشراف5/54)
اين اطرافيان نَسَبى و سببى خليفه، همان گروه خاصّ هستند كه در هنگامه ی سختى و تنهایی او، جا خالى كردند و هنگام سفیرخشم عمومى مردم بر خليفه ، از آنان خبرى نبود تا مدافع او باشند. تا کنون کسی پیدا نشده از این بنی امیه ها - چه معاویه ی شام نشین و چه باشندگان(ساکنان) درمدینه،- انتقاد کند و بد بگوید که: "چرا هنگام فشارمردم، خلیفه را تنها گذاشتند؟ فقط حمله کنندگان به خلیفه را توبیخ می کنند ولی خیانت بزرگتر و بدتر از همین خواصّ بنی امیّه بود که همیشه آنان را برتری می داد وامکانات قابل توجهی را برای آنان فراهم آورد ولی با آن همه استمداد و تقاضای خلیفه، این اطرافیان از کمک به او دریغ ورزیدند تا شورشیان او را کشتند و خلیفه کشی باب شد. به نظر حقیر این خواصّ، خیانتشان به خلیفه، بدتراز شورشیان به او بود. اگر خلیفه، رضایت و خوشنودی "عامّه" را به جای رضایت "خاصّه" برگزیده بود، آن پیشامد ناگوار برایش پیش نمی آمد. روشن است: خواص همه جا، جاخالی داده ومی دهند تا تیر به هدف نشیند.
لذا رضايت همگانى بر خشنودى و پرخورى خواصّ از لوازم و ضروريات حفظ سردمداران و اصل نظام است . نظام جامعه و امت با اين روش ماندنى است .
کم کردن فاصله، بین "فقیروغنی" یا "نادارو ثروتمند" برای از یبن بردن شکاف طبقاتی از وظیفه ی حکومت هاست. توجّه امام على عليه السلام به بینوایان و مستمندان را در هيچ حكومتى به اندازه ی نظام ايده آل آن حضرت نمى توان ديد. مرحوم استاد محمد تقى جعفرى در مقاله ی كنگره نهج البلاغه يادنامه ی كنگره هزاره نهج البلاغه ؛ 136 ص 42 می فرماید: «عدل و دادگرى و احقاق حقوق بينوايان ، تنفس اميرالمؤمنين در زندگى زمامدارى اوست.»
سردمداران كشورهايى كه ادعاى رسيدگى به حقوق بشر را دارند، بدانند كه يكى از حقوق مسلّم مردم، رسيدگى به وضع اقتصادى آنان است. فقرا در اين امر استحقاق بيشترى نسبت به حق های ديگرى همچون آزادى و امثال آن دارند؛ در حقیقت "آزادی بیان" برای این است که فرد نیازمند بتواند خواسته و حقوق مادی و معنوی اش را از حکومت درخواست کند وقتی سردمداران جامعه، خودشان خواسته های مردم را پیش از یادآوری آنان به مسؤولان اموردر نظر بگیرند و در صدد انجام نیازهای مردم جامعه برآیند، مردم زمینه ای را نمی بینند تا حرفی و سخنی را مطرح کنند که آزادی بیان بخواهند. کسانی که از آزادی بیان بدشان می آید باید قبل از مراجعه ی مردم به آنان، نیازهای مردم را برآورده کنند. نه این که "سقفِ ترک برداشته" را با گِل پرکنند تا ترَک دیده نشود و سقف یک باره و ناگهان فروریزد و همه چیز نابود شود.
امام عليه السلام به مالك مى فرمايد، نكند دلخوشى بيش از حد باعث شود تا نيازمندان را فراموش كنى! - به اصطلاح – "سواره از پياده خبر ندارد" و "سير از گرسنه "، عامل نرسيدن به امور ناداران جامعه نباشد. بيانات حضرت امير در اين باره به مالك اشتر زياد است فقط آنچه را كه دل هاى مرده ما را زنده كند، ياد آورى می شود و در پايان اين بحث، فرمايش آن حضرت سرلوحه ی خدمت به مردم:
«ثُمَّ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي اَلطَّبَقَةِ اَلسُّفْلَى مِنَ اَلَّذِينَ لاَحِيلَةَ لَهُمْ مِنَ اَلْمَسَاكِينِ وَ اَلْمُحْتَاجِينَ وَ أَهْلِ اَلْبُؤْسَى وَ اَلزَّمْنَى فَإِنَّ فِي هَذِهِ اَلطَّبَقَةِ قَانِعاً وَ مُعْتَرّاً وَ اِحْفَظِ لِلَّهِ مَا اِسْتَحْفَظَكَ مِنْ حَقِّهِ فِيهِمْ وَ اِجْعَلْ لَهُمْ قِسْماً مِنْ بَيْتِ مَالِكِ وَ قِسْماً مِنْ غَلاَّتِ صَوَافِي اَلْإِسْلاَمِ فِي كُلِّ بَلَدٍ فَإِنَّ لِلْأَقْصَى مِنْهُمْ مِثْلَ اَلَّذِي لِلْأَدْنَى وَ كُلٌّ قَدِ اِسْتُرْعِيتَ حَقَّهُ وَ لاَ يَشْغَلَنَّكَ عَنْهُمْ بَطَرٌ فَإِنَّكَ لاَ تُعْذَرُ بِتَضْيِيعِكَ اَلتَّافِهَ لِإِحْكَامِكَ اَلْكَثِيرَ اَلْمُهِمَّ فَلاَ تُشْخِصْ هَمَّكَ عَنْهُمْ وَ لاَ تُصَعِّرْ خَدَّكَ لَهُمْ وَ تَفَقَّدْ أُمُورَ مَنْ لاَ يَصِلُ إِلَيْكَ مِنْهُمْ مِمَّنْ تَقْتَحِمُهُ اَلْعُيُونُ وَ تَحْقِرُهُ اَلرِّجَالُ فَفَرِّغْ لِأُولَئِكَ ثِقَتَكَ مِنْ أَهْلِ اَلْخَشْيَةِ وَ اَلتَّوَاضُعِ فَلْيَرْفَعْ إِلَيْكَ أُمُورَهُمْ ثُمَّ اِعْمَلْ فِيهِمْ بِالْإِعْذَارِ إِلَى اَللَّهِ يَوْمَ تَلْقَاهُ فَإِنَّ هَؤُلاَءِ مِنْ بَيْنِ اَلرَّعِيَّةِ أَحْوَجُ إِلَى اَلْإِنْصَافِ مِنْ غَيْرِهِمْ وَ كُلٌّ فَأَعْذِرْ إِلَى اَللَّهِ فِي تَأْدِيَةِ حَقِّهِ إِلَيْهِ وَ تَعَهَّدْ أَهْلَ اَلْيُتْمِ وَ ذَوِي اَلرِّقَّةِ فِي اَلسِّنِّ مِمَّنْ لاَ حِيلَةَ لَهُ وَ لاَ يَنْصِبُ لِلْمَسْأَلَةِ نَفْسَهُ وَ ذَلِكَ عَلَى اَلْوُلاَةِ ثَقِيلٌ وَ اَلْحَقُّ كُلُّهُ ثَقِيلٌ وَ قَدْ يُخَفِّفُهُ اَللَّهُ عَلَى أَقْوَامٍ طَلَبُوا اَلْعَاقِبَةَ فَصَبَّرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ وَثِقُوا بِصِدْقِ مَوْعُودِ اَللَّهِ لَهُمْ وَ اِجْعَلْ لِذَوِي اَلْحَاجَاتِ مِنْكَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِيهِ شَخْصَكَ وَ تَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً فَتَتَوَاضَعُ فِيهِ لِلَّهِ اَلَّذِي خَلَقَكَ وَ تُقْعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَكَ وَ أَعْوَانَكَ مِنْ أَحْرَاسِكَ وَ شُرَطِكَ حَتَّى يُكَلِّمَكَ مُتَكَلِّمُهُمْ غَيْرَ مُتَتَعْتِعٍ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ فِي غَيْرِ مَوْطِنٍ لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لاَ يُؤْخَذُ لِلضَّعِيفِ فِيهَا حَقُّهُ مِنَ اَلْقَوِيِّ غَيْرَ مُتَتَعْتِعٍ ثُمَّ اِحْتَمِلِ اَلْخُرْقَ مِنْهُمْ وَ اَلْعِيَّ وَ نَحِّ عَنْهُمُ اَلضِّيقَ وَ اَلْأَنَفَ يَبْسُطِ اَللَّهُ عَلَيْكَ بِذَلِكَ أَكْنَافَ رَحْمَتِهِ وَ يُوجِبْ لَكَ ثَوَابَ طَاعَتِهِ وَ أَعْطِ مَا أَعْطَيْتَ هَنِيئاً وَ اِمْنَعْ فِي إِجْمَالٍ وَ إِعْذَارٍ»(نهج البلاغه صبحی صالح ص 438؛ نهج البلاغه فيض الاسلام ص 1019 نامه 53):
«خدا را! خدا را! در باره ی طبقه ی پایین؛ كسانى كه بيچارگانند از مساكين و نيازمندان و بينوايان و زمينگيران . در اين طبقه ، مردمى هستند سائل و مردمى هستند ، كه در عين نياز [آبرودارند و] روى گدایی ندارند. خداوند حقى براى ايشان مقرر داشته و از تو خواسته است كه آن را رعايت كنى؛ پس در نگهداشت[رسیدگی به آنان] كوشا باش. براى اينان در بيت المال خود حقى را برقرارکن و نيز بخشى از تولید خالص سرزمین اسلام را در هر منطقه ای به آنان اختصاص ده. زيرا دورترين شان همان حقى را باید داشته باشند که نزديكترين شان دارند. و از تو خواسته اند كه حق همه را اعم از دور و نزديك به شایستگی رعايت كنى . دلخوشی و سرمستى [زندگی حاکمانه] تو را از ايشان غافل نسازد؛ زيرا اين بهانه كه كارهاى خرد را به سبب پرداختن به كارهاى کلان رها کرده ای هرگز [از تو] پذيرفته نیست.
پس کوشش خود را از رسیدگی به نيازهايشان دريغ مدار و با خودگنده بینی وبزرگ پنداری برآنان قیافه مگیرو چهره، دژم منماى و كارهاى كسانى را كه به تو دست نتوانند يافت، خودت، بررسی و پیگیری کن. اينان مردمى هستند كه در چشم دست اندرکاران حکومت کوچک و بي ارزش اند. افراد مورد اعتماد خود را كه [ازعدالت خداوند] هراسناک و[درمقابل مردم] فروتنند براى رسیدگی به كارهايشان برگمارتا نيازهايشان را به تو گزارش كنند. سپس درباره ی آنان چنان باش كه هنگام دیدار در روز حساب [قیامت]، عذرت پذيرفته شود. زیرا از بین مردم، ناتوانان و بينوايان به عدالت تو بیشتر از دیگران نيازدارند و چنان باش كه براى هر يك از آنان در پيشگاه خداوند در اداى حقشان، عذرى داشته باشی.
در خدمت به يتيمان و سالخوردگان از كارافتاده، آماده باش كه بيچاره اند و دست سؤال پيش دیگران دراز نمی كنند و اين كار[خدمت به اینان] بر حاکمان، گران آید. البته هرحقى دشوار و گران آيد. و گاه باشد كه خداوند اين دشواريها را براى كسانى كه خواستار عاقبت نيك هستند، آسان مى سازد. آنان خود را به شكيبايى وامى دارند و به وعده ی راست خداوند ، درباره ی خود اطمينان دارند. زمانی را براى كسانى كه به تو نياز دارند، مشخص كن تا فارغ از هر كارى به آنان پردازى. براى ديدار با ايشان، نشست عمومی داشته باش، كه همگان بتوانند در آن حاضر شوند و براى خشنودی خدايى كه ترا آفریده در برابرشان فروتنى نما و لشکریان، نگهبانان و ياران خود از محافظانت را بفرما از آنان فاصله بگیرند تا سخنگويشان بى هراس و بىلكنت زبان، حرف بزند. زیرا من از رسول الله (صلى الله عليه و آله) بارها شنيدم كه مى گفت: هرگزجامعه ای پاك و مقدس شمرده نمی شود كه در آن، ناتوان و زيردست نتواند بدون لكنت زبان حق خود را از زورمداران و فرادستان بستاند. پس: ناسازگاری، درشتگويى و بد زبانی[و تندی] يا نارسایی گفتارشان را تحمل نما. و [هنگام نشست با آنان از خود خویشتنداری نشان بده] بی حوصله گى و درشتخویی خودبینانه را از خود دور ساز تا خداوند درهاى رحمتش را برایت بگشايد و پاداش اطاعت از امرش را بر تو ارزانی دارد. اگر چيزى مى بخشى، طوری ببخش که گویی بر تو گواراست و اگر[به کسی چیزی نمی دهی یا] نمی بخشی، بايد با مهربانى و پوزش خواهى همراه باشد[تا وقتی افرادی که خواسته هایشان برآورده نمی شود حد اقل با برخوردی خوش از جانب شما روبرو شود.]
نکات برداشت شده از این فرمایش حکومتی امیرالمؤمنین بیشترجنبه توجه به مردم وگرایش دادن آنان به حکومت است تا آنان پشتوانه ی نیرومندی برای حفظ نظام باشند و بی نوایان جامعه بیشتر مورد توجه قرارگیرند. از همه مهمتر این بخش از فرمایش آن حضرت است که رفتار دست اندرکاران و گارگزاران حکومت باید طوری باشد که پاسخ "چراهایی" را که روزقیامت ازاو درباره ی رفتارشان با مردم می شود، قابل پذیرش آفریدگار جهان باشد. مردم داری حکومت از ویژگی های این بخش از نامه ی امام به مالک است. چه بردباری هنگام گفتار خشن مردم و چه رسیدگی به نیازها و درخواست هایشان.
اين نوع بهره مند شدن عده اى از بيت المال درحالى بود كه صحابى گرانقدر پيامبر: عبدالله بن مسعود از حقوق حَقّه ی خود از اموال عمومى به دستور خليفه محروم گرديد و هنگامى كه در بستر بيمارى افتاده بود، خلیفه هنگام عیادت، ضمن گفت وگو با او، گفت: «دستور دهم مستمرى سابق تو را بپردازند»، عبداالله در پاسخ گفت: «روزى كه نيازداشتم منع كردى حال كه بى نيازم بپردازى..»(فروغ ولايت ص 319)
داستان ابوذرغفاری، این صحابه ی عالیقدر حضرت رسول الله و زندگی جنجالی او در زمان خلیفه ی سوم و فقر و فلاکتی که به خاطر مبارزه بادارودسته ی بنی امیه نصیب او شد و تبعیدش به ربذه، و ندادن حق او از بیت المال که از راستگوترین صحابه ی آن حضرت بود از جریان های "آبرو ریز" این دوران از حکومت صحابه ی پیامبرخداست که به جان هم افتادند و برای متاع و بهره وری از دنیا به یکدیگر ظلم کردند. این هم حدیث پیامبر درباره ی ابوذر: :«ماأظَلَّتِ الخَضراءُ و لاأقَّلَتِ الغَبراءُ ذالَهجَةٍ أصدَقَ مِن أبی ذَرٍّ»(معانی الاخبارص179): سایه نینداخت آسمان و دربرنداشت زمین، صاحب لهجه ای راستگو تراز ابوذر. (این حدیث در مسند احمدج 5ص197؛ مستدرک الحاکم ج3ص342و 344 برگرفته ازمقاله ی علامه عسکری در فصلنامه علوم حدیث"بررسی تطبیقی حدیث شیعه و اهل سنت" اینترنت؛ حوزه نت و کتاب سنن ترمذی5/334 والانساب الاشراف5/54)
اين اطرافيان نَسَبى و سببى خليفه، همان گروه خاصّ هستند كه در هنگامه ی سختى و تنهایی او، جا خالى كردند و هنگام سفیرخشم عمومى مردم بر خليفه ، از آنان خبرى نبود تا مدافع او باشند. تا کنون کسی پیدا نشده از این بنی امیه ها - چه معاویه ی شام نشین و چه باشندگان(ساکنان) درمدینه،- انتقاد کند و بد بگوید که: "چرا هنگام فشارمردم، خلیفه را تنها گذاشتند؟ فقط حمله کنندگان به خلیفه را توبیخ می کنند ولی خیانت بزرگتر و بدتر از همین خواصّ بنی امیّه بود که همیشه آنان را برتری می داد وامکانات قابل توجهی را برای آنان فراهم آورد ولی با آن همه استمداد و تقاضای خلیفه، این اطرافیان از کمک به او دریغ ورزیدند تا شورشیان او را کشتند و خلیفه کشی باب شد. به نظر حقیر این خواصّ، خیانتشان به خلیفه، بدتراز شورشیان به او بود. اگر خلیفه، رضایت و خوشنودی "عامّه" را به جای رضایت "خاصّه" برگزیده بود، آن پیشامد ناگوار برایش پیش نمی آمد. روشن است: خواص همه جا، جاخالی داده ومی دهند تا تیر به هدف نشیند.
لذا رضايت همگانى بر خشنودى و پرخورى خواصّ از لوازم و ضروريات حفظ سردمداران و اصل نظام است . نظام جامعه و امت با اين روش ماندنى است .
کم کردن فاصله، بین "فقیروغنی" یا "نادارو ثروتمند" برای از یبن بردن شکاف طبقاتی از وظیفه ی حکومت هاست. توجّه امام على عليه السلام به بینوایان و مستمندان را در هيچ حكومتى به اندازه ی نظام ايده آل آن حضرت نمى توان ديد. مرحوم استاد محمد تقى جعفرى در مقاله ی كنگره نهج البلاغه يادنامه ی كنگره هزاره نهج البلاغه ؛ 136 ص 42 می فرماید: «عدل و دادگرى و احقاق حقوق بينوايان ، تنفس اميرالمؤمنين در زندگى زمامدارى اوست.»
سردمداران كشورهايى كه ادعاى رسيدگى به حقوق بشر را دارند، بدانند كه يكى از حقوق مسلّم مردم، رسيدگى به وضع اقتصادى آنان است. فقرا در اين امر استحقاق بيشترى نسبت به حق های ديگرى همچون آزادى و امثال آن دارند؛ در حقیقت "آزادی بیان" برای این است که فرد نیازمند بتواند خواسته و حقوق مادی و معنوی اش را از حکومت درخواست کند وقتی سردمداران جامعه، خودشان خواسته های مردم را پیش از یادآوری آنان به مسؤولان اموردر نظر بگیرند و در صدد انجام نیازهای مردم جامعه برآیند، مردم زمینه ای را نمی بینند تا حرفی و سخنی را مطرح کنند که آزادی بیان بخواهند. کسانی که از آزادی بیان بدشان می آید باید قبل از مراجعه ی مردم به آنان، نیازهای مردم را برآورده کنند. نه این که "سقفِ ترک برداشته" را با گِل پرکنند تا ترَک دیده نشود و سقف یک باره و ناگهان فروریزد و همه چیز نابود شود.
امام عليه السلام به مالك مى فرمايد، نكند دلخوشى بيش از حد باعث شود تا نيازمندان را فراموش كنى! - به اصطلاح – "سواره از پياده خبر ندارد" و "سير از گرسنه "، عامل نرسيدن به امور ناداران جامعه نباشد. بيانات حضرت امير در اين باره به مالك اشتر زياد است فقط آنچه را كه دل هاى مرده ما را زنده كند، ياد آورى می شود و در پايان اين بحث، فرمايش آن حضرت سرلوحه ی خدمت به مردم:
«ثُمَّ اَللَّهَ اَللَّهَ فِي اَلطَّبَقَةِ اَلسُّفْلَى مِنَ اَلَّذِينَ لاَحِيلَةَ لَهُمْ مِنَ اَلْمَسَاكِينِ وَ اَلْمُحْتَاجِينَ وَ أَهْلِ اَلْبُؤْسَى وَ اَلزَّمْنَى فَإِنَّ فِي هَذِهِ اَلطَّبَقَةِ قَانِعاً وَ مُعْتَرّاً وَ اِحْفَظِ لِلَّهِ مَا اِسْتَحْفَظَكَ مِنْ حَقِّهِ فِيهِمْ وَ اِجْعَلْ لَهُمْ قِسْماً مِنْ بَيْتِ مَالِكِ وَ قِسْماً مِنْ غَلاَّتِ صَوَافِي اَلْإِسْلاَمِ فِي كُلِّ بَلَدٍ فَإِنَّ لِلْأَقْصَى مِنْهُمْ مِثْلَ اَلَّذِي لِلْأَدْنَى وَ كُلٌّ قَدِ اِسْتُرْعِيتَ حَقَّهُ وَ لاَ يَشْغَلَنَّكَ عَنْهُمْ بَطَرٌ فَإِنَّكَ لاَ تُعْذَرُ بِتَضْيِيعِكَ اَلتَّافِهَ لِإِحْكَامِكَ اَلْكَثِيرَ اَلْمُهِمَّ فَلاَ تُشْخِصْ هَمَّكَ عَنْهُمْ وَ لاَ تُصَعِّرْ خَدَّكَ لَهُمْ وَ تَفَقَّدْ أُمُورَ مَنْ لاَ يَصِلُ إِلَيْكَ مِنْهُمْ مِمَّنْ تَقْتَحِمُهُ اَلْعُيُونُ وَ تَحْقِرُهُ اَلرِّجَالُ فَفَرِّغْ لِأُولَئِكَ ثِقَتَكَ مِنْ أَهْلِ اَلْخَشْيَةِ وَ اَلتَّوَاضُعِ فَلْيَرْفَعْ إِلَيْكَ أُمُورَهُمْ ثُمَّ اِعْمَلْ فِيهِمْ بِالْإِعْذَارِ إِلَى اَللَّهِ يَوْمَ تَلْقَاهُ فَإِنَّ هَؤُلاَءِ مِنْ بَيْنِ اَلرَّعِيَّةِ أَحْوَجُ إِلَى اَلْإِنْصَافِ مِنْ غَيْرِهِمْ وَ كُلٌّ فَأَعْذِرْ إِلَى اَللَّهِ فِي تَأْدِيَةِ حَقِّهِ إِلَيْهِ وَ تَعَهَّدْ أَهْلَ اَلْيُتْمِ وَ ذَوِي اَلرِّقَّةِ فِي اَلسِّنِّ مِمَّنْ لاَ حِيلَةَ لَهُ وَ لاَ يَنْصِبُ لِلْمَسْأَلَةِ نَفْسَهُ وَ ذَلِكَ عَلَى اَلْوُلاَةِ ثَقِيلٌ وَ اَلْحَقُّ كُلُّهُ ثَقِيلٌ وَ قَدْ يُخَفِّفُهُ اَللَّهُ عَلَى أَقْوَامٍ طَلَبُوا اَلْعَاقِبَةَ فَصَبَّرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ وَثِقُوا بِصِدْقِ مَوْعُودِ اَللَّهِ لَهُمْ وَ اِجْعَلْ لِذَوِي اَلْحَاجَاتِ مِنْكَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِيهِ شَخْصَكَ وَ تَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً فَتَتَوَاضَعُ فِيهِ لِلَّهِ اَلَّذِي خَلَقَكَ وَ تُقْعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَكَ وَ أَعْوَانَكَ مِنْ أَحْرَاسِكَ وَ شُرَطِكَ حَتَّى يُكَلِّمَكَ مُتَكَلِّمُهُمْ غَيْرَ مُتَتَعْتِعٍ فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ فِي غَيْرِ مَوْطِنٍ لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّةٌ لاَ يُؤْخَذُ لِلضَّعِيفِ فِيهَا حَقُّهُ مِنَ اَلْقَوِيِّ غَيْرَ مُتَتَعْتِعٍ ثُمَّ اِحْتَمِلِ اَلْخُرْقَ مِنْهُمْ وَ اَلْعِيَّ وَ نَحِّ عَنْهُمُ اَلضِّيقَ وَ اَلْأَنَفَ يَبْسُطِ اَللَّهُ عَلَيْكَ بِذَلِكَ أَكْنَافَ رَحْمَتِهِ وَ يُوجِبْ لَكَ ثَوَابَ طَاعَتِهِ وَ أَعْطِ مَا أَعْطَيْتَ هَنِيئاً وَ اِمْنَعْ فِي إِجْمَالٍ وَ إِعْذَارٍ»(نهج البلاغه صبحی صالح ص 438؛ نهج البلاغه فيض الاسلام ص 1019 نامه 53):
«خدا را! خدا را! در باره ی طبقه ی پایین؛ كسانى كه بيچارگانند از مساكين و نيازمندان و بينوايان و زمينگيران . در اين طبقه ، مردمى هستند سائل و مردمى هستند ، كه در عين نياز [آبرودارند و] روى گدایی ندارند. خداوند حقى براى ايشان مقرر داشته و از تو خواسته است كه آن را رعايت كنى؛ پس در نگهداشت[رسیدگی به آنان] كوشا باش. براى اينان در بيت المال خود حقى را برقرارکن و نيز بخشى از تولید خالص سرزمین اسلام را در هر منطقه ای به آنان اختصاص ده. زيرا دورترين شان همان حقى را باید داشته باشند که نزديكترين شان دارند. و از تو خواسته اند كه حق همه را اعم از دور و نزديك به شایستگی رعايت كنى . دلخوشی و سرمستى [زندگی حاکمانه] تو را از ايشان غافل نسازد؛ زيرا اين بهانه كه كارهاى خرد را به سبب پرداختن به كارهاى کلان رها کرده ای هرگز [از تو] پذيرفته نیست.
پس کوشش خود را از رسیدگی به نيازهايشان دريغ مدار و با خودگنده بینی وبزرگ پنداری برآنان قیافه مگیرو چهره، دژم منماى و كارهاى كسانى را كه به تو دست نتوانند يافت، خودت، بررسی و پیگیری کن. اينان مردمى هستند كه در چشم دست اندرکاران حکومت کوچک و بي ارزش اند. افراد مورد اعتماد خود را كه [ازعدالت خداوند] هراسناک و[درمقابل مردم] فروتنند براى رسیدگی به كارهايشان برگمارتا نيازهايشان را به تو گزارش كنند. سپس درباره ی آنان چنان باش كه هنگام دیدار در روز حساب [قیامت]، عذرت پذيرفته شود. زیرا از بین مردم، ناتوانان و بينوايان به عدالت تو بیشتر از دیگران نيازدارند و چنان باش كه براى هر يك از آنان در پيشگاه خداوند در اداى حقشان، عذرى داشته باشی.
در خدمت به يتيمان و سالخوردگان از كارافتاده، آماده باش كه بيچاره اند و دست سؤال پيش دیگران دراز نمی كنند و اين كار[خدمت به اینان] بر حاکمان، گران آید. البته هرحقى دشوار و گران آيد. و گاه باشد كه خداوند اين دشواريها را براى كسانى كه خواستار عاقبت نيك هستند، آسان مى سازد. آنان خود را به شكيبايى وامى دارند و به وعده ی راست خداوند ، درباره ی خود اطمينان دارند. زمانی را براى كسانى كه به تو نياز دارند، مشخص كن تا فارغ از هر كارى به آنان پردازى. براى ديدار با ايشان، نشست عمومی داشته باش، كه همگان بتوانند در آن حاضر شوند و براى خشنودی خدايى كه ترا آفریده در برابرشان فروتنى نما و لشکریان، نگهبانان و ياران خود از محافظانت را بفرما از آنان فاصله بگیرند تا سخنگويشان بى هراس و بىلكنت زبان، حرف بزند. زیرا من از رسول الله (صلى الله عليه و آله) بارها شنيدم كه مى گفت: هرگزجامعه ای پاك و مقدس شمرده نمی شود كه در آن، ناتوان و زيردست نتواند بدون لكنت زبان حق خود را از زورمداران و فرادستان بستاند. پس: ناسازگاری، درشتگويى و بد زبانی[و تندی] يا نارسایی گفتارشان را تحمل نما. و [هنگام نشست با آنان از خود خویشتنداری نشان بده] بی حوصله گى و درشتخویی خودبینانه را از خود دور ساز تا خداوند درهاى رحمتش را برایت بگشايد و پاداش اطاعت از امرش را بر تو ارزانی دارد. اگر چيزى مى بخشى، طوری ببخش که گویی بر تو گواراست و اگر[به کسی چیزی نمی دهی یا] نمی بخشی، بايد با مهربانى و پوزش خواهى همراه باشد[تا وقتی افرادی که خواسته هایشان برآورده نمی شود حد اقل با برخوردی خوش از جانب شما روبرو شود.]
نکات برداشت شده از این فرمایش حکومتی امیرالمؤمنین بیشترجنبه توجه به مردم وگرایش دادن آنان به حکومت است تا آنان پشتوانه ی نیرومندی برای حفظ نظام باشند و بی نوایان جامعه بیشتر مورد توجه قرارگیرند. از همه مهمتر این بخش از فرمایش آن حضرت است که رفتار دست اندرکاران و گارگزاران حکومت باید طوری باشد که پاسخ "چراهایی" را که روزقیامت ازاو درباره ی رفتارشان با مردم می شود، قابل پذیرش آفریدگار جهان باشد. مردم داری حکومت از ویژگی های این بخش از نامه ی امام به مالک است. چه بردباری هنگام گفتار خشن مردم و چه رسیدگی به نیازها و درخواست هایشان.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 23:6 توسط نصــــرت الله جـــــمالي
|
تصویری از خرداد ماه 1390 - زندگینامه علمی: