قصد دارم مقاله ای را که چندین سال پیش در کابل نوشته ام با ویرایش مجدد سلسله وار برای دوستان به اشتراک گذارم . با نام # خرد در شاهنامه# امید است مورد استفاده قرار گیرد:
خرد در شاهنامه فردوسی
ارزش خرد در شاهنامه جایگاه ویژه ای دارد که گوياي اهميت خرد در انديشه تاريخ ساز ابوالقاسم فردوسي، پدر زبان پارسي است. او حتي در دل اشعار شناساندن خالق به مخلوق، نتوانسته از خرد سخن نگويد. فردوسي مرشد، حتي در آغازين شعر كتابش كه در واقع باي بسم الله آن است مي گويد:
"به نام خداوند جان و خرد". "خدا" و "خرد" را در كنار هم قرار داده تا به ما بياموزاند كه خدا گرايي با خرد گرايي هم نوايي دارد.
در هفده بيت نخست خداگويي، 4 بار واژه ي "خرد"، 4 بار واژه ي" انديشه"، دو بار "رأي"، يك بار"دانا" و يكبار "دانش" بكار رفته كه همه در وادي خرد و عقل جاي دارند زيرا بستر خداگرايي به فكر و انديشه و خرد بر مي گردد.
همانطور كه خدا را با چشم نمي توان ديد كه او اشاره كرده، خدا را از مسير عقل مي توان شناخت. فردوسي بعد از بحث خدايي خود به ستايش "خرد" مي پردازد كه شامل 13 بيت است فقط به چند بيت در ستودن خرد و يك بيت در پشيماني انساني كه كار نا بخردانه كرده و از عقل خود در انجام آن بهره نجسته، بسنده مي كنيم:
خرد بهتر از هر چه ايزد بداد ستايش خرد را به از راه داد
خرد رهنماي و خرد دل گشاي خرد دست گيرد به هر دو سراي
كسي كو خرد را ندارد به پيش دلش گردد از كرده ي خويش ريش
نکته ی دیگری که فردوسی خرد را عامل نجات در دو سرای دنیا و آخرت می داند آموزه ای بس گران بها ست: اگر در دنیا می خواهی سربلند و نام نیکی از خود به یادگار بگذاری کارهایی را که انجام می دهی خوب بر انداز کن چه روشی در زندگی، نجات بخش است آن را به کارگیر؛ اگر میخواهی در آخرت حق الناسی بر گردنت نباشد و کوله باری با ارزش به همراه خود در دیار باقی داشته باشی تا ترا از شکنجه ها و عذاب کردارت رهایی بخشد ببین چه کارهایی را باید انجام دهی.
در واقع درک و فهم حکیم طوس شگفت آور است که در یک بیت عامل ارجمندی وگرانمایه بودن انسان در دنیا و آخرت را از خرد می داند و کسی را که با خردکارها را به پیش نمی برند گرفتارِ بند و کَمند می داند و امور خود را طوری به پیش می بردکه از هر طرف پاپوشی برایش پدید می آید و راه ِگریزی هم برایش از آن مخمصه هایی که برای خود ایجاد کرده و تارهایی که از بی خردی بردورش تنیده است نمی گذارد از آن نجات یابد. هرچه این روش را ادامه می دهد بیشتر سبک و از چشم دیگران می افتد و ارجمندی و بزرگ منشی برای او نمی ماند:
از اویی به هردو سرای ارجمند گسسته خرد پای دارد به بند
(شاهنامه دوجلدی، ج اول برپایه ی چاپ مسکو انتشارات هرمس 1387 ص 2)