آتش زیر خاکستر
می شود طوفان به پا ای خوش کلام / آتشی بر زیر خاکستر چو دام
دام، فقر است و فلاکت در میان /آتش است این زیر خاکستر نهان
تا نهان است آتشِ خلق بزرگ / فکر چاره بایدت فکری سترگ
دل مکن خوش؛ خوش خیالی راه نیست/ آتش خشم عمومی جار نیست
زیر خاکستر چو خشم کین نهان / می شود در کوی و برزن زود عيان
چاره پیدا کن برای خواب ناز / هم درین دنیا و اُخرا ساز باز
چاره اش باشد کمک بیچارگان / دفع فقر و سختی از این مردمان
زود تر آماده شو ای شهریار / آتش و خاکسترِ خفته چو مار
دست در کیسه نما سختی زدا / تا بروید بوته ی شادی زجا
گلسِتان گردد زمین کینه دار / خشم مردم را به مِهر خود در آر
بر رهان خود را ز آتش های کور/ تا نسوزاند تو و یاران به گور
نصرت الله جمالی
۲۵ آذر/ قوس ۱۴۰۳