همان با دگر کن که بر خود پسندی(دست نوشته)
از پیامبران خدا تا حکیمان و بزرگان خرد و اندیشه دینی و غیر دینی این جمله بالا را در جمله های مختلف بیان نموده اند:
مولوی بلخی می گوید:
ستر کن تا با تو ستاری کنند
تا نبینی ایمنی بر کس مخند...
آن چه بر خود خواهدت بودن پسند،
بر دگر کس آن کن از رنج و گزند
آن چه تو بر خود روا داری همان
می بکن از نیک و از بد با کسان...
رو مراقب باش بر احوال خویش
نوش بین در داد و بعدِ ظلم، نیش
پس همین جا خود جزای نیک و بد
می رسد با هر کسی چون بنگرد
سعدی گوید:
هر بد که به خود نمی پسندی
با کس مکن ای برادر ِ من
گر مادر خویش دوست داری
 دشنام مده به مادر من
در جای دیگر گوید:
هرچه بر نفس خویش نپسندی
 نیز بر نفس دیگران مپسند
بابا افضل در رباعیاتش گوید:
زنهار دلا راه خدا گیر به دست
کاری که رضای حق در او نیست بد است
مپسند به کس آنچه به خود مپسندی
تا روز قیامت نزنی دست به دست
در کلیات صائب تبریزی آمده:
 آنچه بر خود می پسندی بر کسان آن را پسند
آن چه از خود چشم داری آن زمردم چشم دار

پیامبر اسلام به امام علی فرمود : ای علی آنچه بر خود ناپسند می دانی بر دیگران نیز ناپسند دان: یا علی ما کرهته لنفسک فاکره لغیرک(تحف العقول در سفارش پیامبر به امام علی)

از بین نوشته های بزرگان دین به جمله هایی از حضرت امیر (ع) بسنده می کنیم که در فرازی از نامـﮥ ۳۱ نهج البلاغه آمده: وصيتـﯽ است به فرزندش «حسن بن علـﯽ» عليهما السلام، اين وصيت را در هنگام  بازگشت از«صفين» در «حاضرين» فرمودﮦاست.
يا بُنـَﯽّ اجعل نفسك ميزاناً فيما بينك و بين غيرك، فاَحبِب لغيرك ما تُحِبُّ لنفسك، و اكره له ما تكره لها، و لا تُظلِم كما لا تُحِبُ ان تُظلَم:
پسرم، خودت را بين خويشتن و مردم، ميزان قرار ده، پس آنچه را كه براﯼ خود دوست دارﯼ بر ديگرﯼ دوست بدار و آنچه كه براﯼ خود نمی پسندی و بد می دانی بر ديگران نيز مپسند. ظلم مكن چنانكه نمـﯽخواهـﯽ ستمی بر تو روا داشته شود.
و اَحسِن كما تحب ان يُحسَنَ اليك، و استقبح من نفسك ما تستقبحه من غيرك، واَرضِ من الناس بما ترضاه لهم من نفسك، و لا تقل ما لا تعلم و ان قلّ ما تعلم، و لا تقل ما لا تحب ان يقال لك
و نيكـﯽ نما همانگونه كه دوست دارﯼ به تو خوبی کنند و آنچه را كه از ديگران زشت مـﯽپنداری از خويشتن نیز زشت بدان. آنچه را كه نمـﯽدانـﯽ مگو حتا اگر آنچه كه مـﯽدانـﯽ اندك باشد و آنچه را كه نمـﯽخواهـﯽ درباره ات  گفته شود، درباره ی ديگری مگو.    نصرت الله جمالی ۲/۳/۱۳۸۹                                          فردوسی نیز در اشعار مربوط به انوشیروان آورده است:

بدو گفت شو دور باش از گناه

 جهان را همه چون تن خویش خواه

به آن چیز کانت نباشد پسند

تن دوست و دشمن بدان در مبند