«... فَأَقیمُوا الصَّلاةَ؛ إِنَّ الصَّلاةَ کانَتْ عَلَی الْمُؤْمِنینَ کِتابًا مَوْقُوتًا»:نماز را به انجام رسانید زیرا نماز وظیفه ای وقت دار شده، ثابت و مشخص برای مؤمنان است (سوره نساء/ آیه ۱۰۳).
در قرآن روش به جای آوردن نماز نیامده نه برای این که مهم نبوده بلکه برای این که شرح روش به جای آوردن به عهده ی پیامبر اسلام گذاشته شده؛ همانطور که امور حج، کلیات آن در قرآن آمده است. در قرآن نماز برای یاد خداوند متعال ذكر شده است:
«... أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْری»: نماز را برای یاد من برپا دار(سوره بقره/آیه ۲۳۸).
در قرآن تأکید به مواظبت و مراقبت بر انجام آن نیز آمده است:
«حافِظُوا عَلَی الصَّلَواتِ ...» پیوسته بر نمازها پافشاری نمایید.  (البقرة/۲۳۸) 

مجموعه ی نمازها:

 در قرآن نماز ها در چند سوره آمده است:
سوره ی بقرة آیه ۲۳۸  «...وَ الصَّلاةِ الْوُسْطی‏...»در انجام نماز وسطی کوشا باشید. وُسطا، نماز ظهر، است. نماز میانه بیشتر به همان نمازی اطلاق می شود  که در میانه ی روز به جای آورده می شود. تمام آیه این است:حَافِظُوا عَلَى الصَّلَوَاتِ وَالصَّلَاةِ الْوُسْطَى وَ قُومُوا لِلَّهِ قَانِتِينَ:"نماز ها را و نماز ميانه را پاس داريد و  با فرمان بری و فروتنی براي خدا به نيايش برخیزید. (البقرة/۲۳۸) اگر چه بعضی آن را نماز عصر هم گرفته اند.
به نظر بعضی از قرآن شناسان در جای دیگر، نماز میانه را با عبارت "لِدُلُوک الشمس" آورده است: دُلوک به معنای زوال، مایل شدن خورشید به طرف مغرب است. ممکن است معنای غروب آفتاب را نیز دلوک گویند ولی بیشتر واژه نگاران مایل شدن خورشید یا ظهر را گفته اند. ظاهر آیه بیشتر به غروب آفتاب بر می خورد تا زوال خورشید در هنگام میانه روز؛ روایتی از تفسیر عیاشی  از عبید بن زراره که امام صادق فرمود: چهار نماز ( ظهر و عصر ؛ مغرب و عشا و یک نماز صبح را) این آیه اشاره دارد (ترجمه روایت به مضمون است نه متن روایت). اگر حدیث را بگوییم به ظاهر آیه نمی خورد و کنار بگذاریم. و دلوک را غروب خورشید بگیریم. سه نماز را در بر می گیرد: دلوک الشمس: نماز مغرب( نماز شام )؛ غسق الیل: تاریکی شب: نماز عشا(نماز خفتن) و قرآن الفجر :نماز صبح ( نماز بامداد یا پگاه)  در آیه به نماز شب نیز اشاره شده که آن را نماز زیادی یا اضافه بر نماز های واجب آورده است:
أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَ قُرْآَنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآَنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا - وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا"نماز را اقامه كن، از زوال خورشيد تا تاريكي شب و خواندن نماز صبح را، كه نماز صبح را گواه اند. قسمتي از شب را براي خواندن نماز بيدار باش، كه نمازي اضافه براي تو ست، باشد كه به زودي پروردگارت مقام تو را به جايگاهي پسندیده بر انگیزاند. (الإسراء: ۷۸-۷۹)
طَبرِسی در تفسیر مجمع البیان و  جوامع الجامع قول برتر را پنج نماز واجب گرفته و غسق الیل را شروع تاریکی شب آورده است. با این حساب دلوک الشمس، زوال خورشید از صبحگاهان به بعد از ظهر است که آغاز نماز ظهر   و نماز بعد از آن می باشد و سپس نماز مغرب و عشا باشد.  به عبارت دیگر پنج نماز را در سه وقت بیان کرده است. با این که این نظر را باتوجه به ظاهر آیه که با "ل" به معنای از آغاز وقت و "الی": تا پایان وقت، آمده، نمی پسندیم ولی بزرگانی چون طبرسی و سید مرتضی را نمی توان رد کرد. به اضافه بسیاری از برادران اهل سنت (به جز قلیلی که همه مسلمانان را منافق و بی دین می دانند)، نیز این قول را گرفته اند که پنج نماز را در سه وقت آورده ( ظهر و عصر در روز؛ مغرب و عشا در آغاز شب و بعد از آن؛ نماز صبح بین شب و روز). روز وقت نماز های در روز است و شب تمامش وقت نماز های در شب با بجای آوردن ترتیب. 
همین نظر را  "فتح القدير الجامع بين فني الرواية و الدراية من علم التفسير" (۳/۲۵۰)، محمد بن علي بن محمد الشوكاني، دار النشر: دار الفكر – بيروت برگزیده است؛ متن عربی آن را برای اهل فن می آورم: و قد ورد خلاف في تأويل قوله تعالى: (لدلوك الشمس) فقال البعض أن الدلوك الزوال، و قال الآخرون أن الدلوك الغروب، و نقل الخلاف الإمام الشوكاني فقال: "و قد اختلف العلماء في الدلوك المذكور في هذه الآية على قولين: أحدهما: أنه زوال الشمس عن كبد السماء قاله عمر و ابنه، و أبو هريرة و أبو برزة، و ابن عباس، و الحسن، و الشعبي و عطاء، و مجاهد و قتادة، و الضحاك و أبو جعفر الباقر، و اختاره ابن جرير.
والقول الثاني: أنه غروب الشمس قاله علي، و ابن مسعود وأبي بن كعب، و روي عن ابن عباس، قال الفراء: دلوك الشمس من لدن زوالها إلى غروبها، قال الأزهري: معنى الدلوك في كلام العرب الزوال، و لذلك قيل للشمس إذا زالت نصف النهار: دالكة، و قيل لها إذا أفلت: دالكة لأنها في الحالتين زائلة، قال: و القول عندي أنه زوالها نصف النهار لتكون الآية جامعة للصلوات الخمس".
به هر جهت در هردو نظر از اهل بیت، یک نفر هست که ممکن نیست دو نظر درست باشد( البته اگر ابو جعفر امام باقر باشد) همانطور که ابن عباس در هردو هست؛ یکی از دو نظر قابل پذیرش نیست. و آیه، چه پنج نماز را بگوید، چه سه نماز را ، مشکلی ایجاد نمی شود اگر دلوک را از زوال خورشید بگیریم  نماز ظهر و عصر را در برمی گیرد و اگر از غروب بگیریم  فقط مغرب و عشا را شامل می شود. آیات دیگری هست که وقت نمازهای ظهر و عصر را  گفته باشند.
  "غسق اليل" هنگامى است كه تاريكى شب پديد مى آيد، و راغب اصفهانی درمفردات گفته :"غسق شب  به معناى شدت ظلمت شب است." که می شود نیمه شب.
در آیه دیگری با واژه ی تسبیح نماز را آورده است که در ظاهر (با استفاده از وقت نماز ها که در آیات دیگر آمده) : ابتدا، نماز صبح و نماز  عصر و بعد نماز های در شب(مغرب و عشا و نماز شب)  و دوباره نماز های دو طرف روز (صبح، ظهر و عصر) را در بر دارد: فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا  و من اناءِ الّیلِ فَسَبّح وَ اطرافِ النّهار لَعلّکَ تَرضی: بر آنچه می گویند، شکیبا باش و به ستایش پاکانه ی پروردگارت پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب آن، بپرداز و زمانی از شب را نیز به تسبیح بگذران و اطراف روز را؛ باشد که خشنود شوی.(سوره طـه/۱۳۰)
در سوره ق آیه ۴۰  و ۳۹ نیز با تغییر اندکی، همین مطلب آمده : فَاصْبِرْ عَلَى مَا يَقُولُونَ وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الغُرُوبِ -  و من الّیلِ فَسَبّحهُ وَ اَدبارَ السُّجود: بر آنچه می گویند، شکیبا باش و به ستایش پاکانه ی پروردگارت پیش از برآمدن خورشید و پیش از غروب آن، بپرداز و از شب نیز به تسبیح بگذران(نماز بگزار) و یاد خدا را به پاکی بعد از سجده های نماز گویا باش.
در سوره هود، آیه ۱۱۴ نیز نماز های صبح، ظهر و عصر؛ و مغرب ( و شاید عشا) را بیان کرده است: وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَیِ النَّهَارِ وَ زُلَفًا مِّنَ الَّیْلِ...: و در دو طرف روز و بخش اول شب نماز را برپا دار زیرا خوبیها بدیها را از میان مى‏برد؛ این براى پندگیرندگان پندى است .
لفظ نمازعشا را در سوره نور/ آیه ۵۸ که بحث اجازه ی افراد نزدیک از خانواده و کسانی که با پدر و مادران ارتباط دارند، در سه وقت، هنگام ورود برآنان لازم می داند: قبل از نماز صبح، هنگام استراحت روزانه که بدون لباس هستید و بعد از نماز عشا: یاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَ الَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ: مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَ حِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَ مِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء؛ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَ لَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ: این سه مرحله، زمان لُخت بودن و آرامش ویژه ی شماست بعد از آن، رفت و آمد آنان اشکال ندارد؛ خداوند این گونه، قانون های خود را برایتان بیان می کند؛ خداوند بسیار آگاه و روشن بین است.  
در سوره آل عمران آیه ۴۱ به نماز صبح و عشا اشاره دارد که خداوند به زکریّا می فرماید: شامگاهان و بامدادان، پروردگارت را به پاکی یاد کن: ...سَبِّح بالعَشیِّ و الإبکار .
نماز واجب دیگری که در قرآن آمده  و جای نماز ظهر را می گیرد نمار جمعه است البته به شرط این که با جماعت باشد در صورت تنها بودن باید نماز ظهر را در  روز جمعه  همانند روز های دیگر به انجام رساند. سوره جمعه، آیه ۹ به این نماز اشاره دارد: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نُودِی لِلصَّلَاةِ مِن یَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِکْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَیْعَ ذَلِکُمْ خَیْرٌ لَّکُمْ إِن کُنتُمْ تَعْلَمُونَ؛ اى کسانى که ایمان آورده‏اید چون براى نماز جمعه بانگ برآمد به سوى ذکر خدا(نماز جمعه) بشتابید و بازرگانی را واگذارید که براى شما بهتر است البته اگر این نکته را بدانید. (منابع: قرآن، معجم المفهرس لالفاظ القرآن، تفسیر المیزان، تفسیر مجمع البیان و جوامع الجامع طبرسی، فرهنگ لغات قرآن دکتر قریب، قاموس قرآن قرشی، اساس البلاغه عربی زمخشری و سایت گوگل، جستجوی واژه ها)

استنباط از آیات

پس آنچه از آیات قرآن استنباط می شود: دو نکته است:
۱. بیان اوقات نمازهای واجب است از آغاز وقت تا پایان وقت و وقت اختصاصی  و مشترک آنها. در این اوقات مشترک، با انجام ترتيب، نمازظهر و نمازعصر درروز، قضا نیست و مغرب و عشا در شب، قضا نیست. وقت اختصاصی نماز عصر به اندازه ي انجام آن است که خورشید غروب کند و نماز مغرب شروع شود. وقت اختصاصی نماز عشا به اندازه ی زمان مانده تا صبح کاذب است که تاریکی(غسق) رو به پایان است و هوا وارد وقت صبح می شود. وقت اختصاصی نماز ظهر از آغاز ظهر است و وقت اختصاصی نماز مغرب ازآغاز شب است.
۲. نماز هایی را که در وقت، مشترک هستند، می شود باهم به جای آورد و باعث پدید آمدن  ایراد شرعی نیست. اگر غیر از این بود با تأکید در قرآن بیان شده بود که به طور حتم جدا برگزار شوند اگر  چه به نظر می رسد هرکدام از نماز ها در وقت خودش به جای آورده شود، افضل و برتر است. اشکال نداشتن هردو نماز (ظهر و عصر -  مغرب و عشا- )با هم برگزار شدن را از آیه (الإسراء/۷۸-۷۹) که پنج نماز را در سه وقت آورده است، می فهمیم.

۳. با توجه به اَدبارَ السُّجود در آیه ی ۴۰ سوره ی ق، نباید تا نماز تمام شد به کار دیگر پرداخت بلکه زمان اندکی را باید به راز و نیاز و ذکر و تسبیح و منزه دانستن خداوند و شکر گزاری او مشغول بود. زیرا همانطور که نماز مغرب و عشا  را با " و من الیل فسبحه " آورده است "واو"عطف در "و ادبار السجود" نیز همان حکم ( یعنی وجوب) را خواهد داشت البته به فهم حقیر .

بدون فاصله برگزار کردن نمازها در منابع برادران اهل سنت:

غیر از قرآن روایاتی نیز وجود دارد که پیامبر اکرم(ص) این نمازها را باهم برگزار کرده است:
صحيح مسلم:‌ج ۲، ص ۱۵۱ در باب «جمع بين دو نماز در غير سفر» از ابن عباس نقل مي‌كند: پيامبر(صلي الله عليه و آله) نماز ظهر و عصر، و نماز مغرب و عشا را با هم انجام داد.
و نيز (همان: ص ۱۵۲) نقل كرده است: آن حضرت در مدينه، بين نماز ظهر و عصر، و نماز مغرب و عشا، را بدون خوف يا بارندگي جمع كرد. از ابن عباس سؤال شد كه را پيامبر(ص) چنين كرد؟ در پاسخ گفت:
«كي لا يحرج امته؛ تا امتش را به دشواري نيفكند.» و نيز در كتاب صحيح بخاري ج ۱ ، باب «وقت المغرب» به نقل از ابن عباس: صلّی النبی(ص) سبعاً جمیعاً و ثمانیاً جمیعاً : پيامبر(ص) هفت ركعت نماز (مغرب و عشا) را با هم خواند، و هشت ركعت نماز (نماز ظهر و عصر) را پشت سرهم انجام داد.
و در كتاب مسند احمد: ج ۱، ص ۲۲۳. همين مطلب روايت شده بود. و همچنين در كتاب المُوَطّأ امام مالك ج ۱، ص ۱۶۱ از ابن عباس روايت كرده است:  الظهر و العصر جميعاً و المغرب و العشاء جميعاً في غير خوفٍ و لا سفرٍ: رسول خدا(ص) نماز ظهر و عصر و همچنين نماز مغرب و عشاء را در غير خوف و سفر، پشت سر هم خواندند.
معجم الکبیر طبرانی ج ۱۰ ، ص ۲۱۹، حدیث ۱۰۵۲۵از عبدالله ابن مسعود: «جمع رسول الله (ص) بین الاولی و العصر والمغرب و العشاء، فقیل له ، فقال: صَنَعتُه لئلا تکون اُمّتی فی حرَج» . سنن ترمذی نیز ج ۱ ،ص ۱۲۱، ح ۱۸۷.
"در مجموع ۳۰ حدیث در کتب برادران اهل سنت در باره جمع نمازهای  ظهر و عصر، و مغرب و عشا بدون اضطرار آمده است".(سایت سلام شیعه نوشته مصطفی ایمانی و سایت های دیگر در گوگل)

آغازصبح

از «...كُلُوا وَ اشرَبُوا حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ...»(سوره بقره/۱۸۷):  كه در باره ي زمان خوردن و آشاميدن تا صبح را در ماه مبارك رمضان را بيان مي كند، در مي يابيم: آغاز صبح كه مي شود نماز صبح را به جاي آورد، پديدارشدن خط سفيد در پايين خط سياه شب است كه حدود يك ساعت و ربع (يا اندكي كمتر يا اندكي بيشتر) قبل از برآمدن خورشيد در حد فاصل زمين و آسمان به طور افقي در مشرق ظاهر مي شود. وقتي اين خط سفيد آشكار شد، خوردن و آشاميدن و كار هاي باطل كننده ي روزه مجاز نيست. البته شرط ديدن آن،  نبودن گرد و غبار در فضا، نبودن ابر، نبودن روشنايي چراغ هاي شهر است كه مانع ديدن اين خط سفيد در زمان دقيق آن مي شود. بايد در بيابان تاريك و هوايي صاف بود تا لحظه هاي آشكار شدن خط سفيد كه افق شرق را در برمي گيرد، مشاهده كرد. قبل از اين خط سفيد، روشني عمودي در مشرق وجود دارد كه در اصطلاح مي گويند "شبيه به دُم گرگ" است. بودن آن در تابستان قطعي است ولي در بقيه فصول را يقين ندارم  زيرا آن همان خط شيري است كه شب هاي تابستان در بالاي سرِ ما، در فضا پيداست و هنگام خواب ما، (حدود ساعت ده شب) در جهت قبله قرار دارد. ولي براثر گردش زمين، صبح هنگام  يك سرش در مشرق و سر ديگرش در مغرب است (البته در كشور هاي خاورميانه).

وقت نماز در نهج البلاغه

 آنچه در نامه ی پنجاه و دوم نهج البلاغه از امام علی(ع) در باره اوقات نمازهای شبانه روزی آمده در باره بهترین وقت این نماز هاست و اختلافی با قرآن و روایات دیگر که مورد استفاده احکام شرعی نماز است، نمی باشد.
متن نامه امام یا پاسخ به در خواست یکی از کارگزارانش است یا نیازی که آن حضرت برای انجام  نماز می دانسته و به حالت حکم حکومتی براى فرمانداران خود نوشته است. در مقدمه این نامه، جمله ای در باره نماز از امام را در نامه بیست وهفتم که به محمد بن ابی بکر هنگام فرمانداری مصر نوشته اند، می آوریم تا اهمیت نماز اول وقت را از دیدگاه آن حضرت بدانیم:  
«صَلّ الصّلاةَ لِوقْتِها المُؤَقّت لها، و لا تُعجِّل وقتها لِفَراغ، و لاتُؤخِّرها لاشْتِغالٍ وَ اعْلمْ انّ كُلّ شىءٍ مِنْ عملك تَبَعٌ لِصلاتِكَ»: نماز را در وقتی که برای آن تعیین شده به جای آور و در هنگام کار نداشتن در انجام آن مشتاب؛ و چون در حال انجام كارى هستی از انجام نماز روی برمتاب؛ آگاه باش كه تمام اعمال تو، پیرو نمازت است.(نهج البلاغه صبحی صالح ص ۳۸۵و۳۸۴)

اما نامه اوقات نماز به والیان شهرها:
اَمَّا بَعْدُ، فَصَلُّوا بِالنَّاسِ الظُّهْرَ حَتَّى تَفىءَ الشَّمْسُ مِنْ مَرْبِضِ الْعَنْزِ:
«نماز ظهر را وقتی با مردم به جای آورکه سایه خورشید از زوال آن  به طرف مغرب اندازه دیوار بزگاه(آغل بز) باشد.» در نهج البلاغه فیض الاسلام این عبارت آمده:  حَتَّى تَفِي ءَ الشَّمْسُ مِنْ مِثْلَ مَرْبِضِ الْعَنْزِ( در نهج البلاغه مرحوم صبحی صالح و نهج البلاغه مرحوم عبده متن اولی آمده است. در معنا فرقی ندارند زیرا "تفیء" معنای آن را در خود دارد.عبده در معنای آن آورده است: "یعنی رفتن خورشید به طرف غرب، آن مقدار باشد که سایه اش به اندازه ی دیوار آغل بز گردد". دیوار آغل بز و گوسپندحدود یک متر ارتفاع دارد یعنی سایه به اندازه ی این دیوار باشد. به طور مسلم دیوار باید مسیر سیر حرکت خورشید از شرق به غرب را در فرضیه برش بدهد. صبح سایه اش در غرب باشد و از ظهر به بعد، سایه اش به طرف شرق برگردد.
 وَ صَلُّوا بِهِمُ الْعَصْرَ وَ الشَّمْسُ بَیْضَاءُ حَیَّةٌ فى عُضْوٍ مِنَ النَّهَارِ حِینَ یُسَارُ فِیهَا فَرْسَخَانِ:
«و نماز عصر را با مردم  در بخشی از روز برگزارکن كه نور آفتاب سفید و جلوه گری نماید و بشود به اندازه دو فرسخ تا غروب راه رفت.» نور آفتاب بعد از ظهر، سفید و شفاف است که کمتر می شود به زمین هم، بدون چشم به هم زدن، نگاه کرد زیرا نور آن، چشم را اذیت می کند و زردی این نور وقتی بیشتر می شود که خورشید حدود یک ساعت یا مقداری بیشتر تا غروب زمان داشته باشد. مقدار زمان مانده به غروب را امام علی به اندازه ی دو فرسنگ راه رفتن یک عابر پیاده بیان کرده است. در یک ساعت، یک فرسنگ می شود راه رفت. پس وقت انجام نماز عصر دوساعت مانده به غروب است.    
وَ صَلُّوا بِهِمُ الْمَغْرِبَ حِینَ یُفْطِرُ الصَّائِمُ، وَ یَدْفَعُ الْحَاجُّ إِلَى مِنىً:
«و زمانى نمازمغرب را با آنان به جای آور كه روزه دار روزه اش را می گشاید، و حجگزار(عرفات را) برای رفتن به مِنا، ترک  می کند». درست این زمانی است که از غروب خورشید بین 12 دقیقه تا 15 دقیقه گذشته باشد. یا سرخی بر آمده از مشرق، پهنای آسمان را پیموده و درطرف مغرب قرار گیرد. و تا نماز مغرب را به  انجام می رسانیم آثار سرخی شفق  هنوز به پایان نرسیده و تاریکی شب به دنبال پایان دادن آن است. 
وَ صَلُّوا بِهِمُ الْعِشَاءَ حِینَ یَتَوَارَى الشَّفَقُ إِلَى ثُلُثِ اللَّیْلِ:
«و هنگامی نماز عشا را با ایشان بگزار که از بین رفتن شَفَق تا یك سوّم از شب بگذرد.» شب ها در زمستان بلند و در تابستان کوتاه اند. بلند ترین شب، شب اول زمستان(اول دی یا جدی) است که "یلدا" نام دارد. و از اول زمستان هر روز کمتر از یک دقیقه(بین ۳۰ تا ۴۰ ثانیه) از آن کم و بر روز افزوده می شود تا در ۱۴ تیرماه (ماه سرطان) به بلند ترین روز و کوتاه ترین شب می رسیم که زمان آن ۷ساعت ۵۳دقیقه است و یک سوم آن در کوتاه ترین شب، می شود دو ساعت و حدود ۳۸ دقیقه. پس وقت فضیلت نماز عشا، اندکی بعد از نماز مغرب تا یک سوم شب است. در شب اول زمستان نیز که بلندترین شب را داریم، ۱۳ ساعت و۵۰ دقیقه است که یک سوم آن می شود: چهار ساعت و حدود ۳۸ دقیقه.

بنابراین طول زمان شبها در ایام سال مختلف است که به همین جهت طول زمان یک ثلث شب برای نماز عشا در شب های سال متفاوت می شود. می توان گفت: زمان فضیلت نماز عشا در طول سال، بین دو ساعت و ۳۸ دقیقه تا چهار ساعت و ۳۸ دقیقه در نوسان است.        
 وَ صَلُّوا بِهِمُ الْغَدَاةَ وَ الرَّجُلُ یَعْرِفُ وَجْهَ صَاحِبِهِ وَ صَلُّوا بِهِمْ صَلاَةَ اضْعَفِهِمْ، وَ لا تَكُونُوا فَتَّانِینَ:
« و هنگامى نماز صبح را با مردم برپا دارید  كه  شخص بتواند چهره ی همنشین خود را بشناسد.»منظور امام روشنی هوا در صبح است که انسان بتواند بغل دستی خود را بشناسد. با توجه به مدت زمان طلوع فجر تا طلوع خورشید که بیش از یک ساعت و ربع  است، باید از اذان صبح حد اقل ۴۰ دقیقه گذشته باشد.

سپس امام  امر می فرماید: « نماز را با مردم  در حد ناتوان ترین افراد شرکت کننده به جای آورید و از کسانی نباشید که فتنه گری کنید.» فتنه در اینجا به عدم مراعات حال نماز گزاران برمی گردد. منظور این است که نه نماز را طولانی کن که خسته کننده باشد نه اینقدر سریع که پس نمازان به گَرد پیش نماز در عبادت دسته جمعی نرسند. در بین نماز گزاران شاید افرادی باشند که نتوانند وضوی خود را طولانی نگهدارند یا گرفتار دفع ادرارند یا گرفتار باد شکم؛ یا پیر و ناتوان که قادر به انجام سریع رکوع و سجود نیستند. دو طرف این نکته را باید پیش نماز در نظر داشته باشد.

استنباط از کلام امیرالمؤمنین(ع)

از بیان حضرت امیر در امر نماز در می یابیم اگر نماز ها را در وقت فضیلت آنها به جای آوریم، بهتر است تا آنها را با هم به جای آوریم. البته شاید از زنان و مردان، افرادی باشند که نماز ظهر و عصر را در نزديكي غروب آفتاب به جای آورند تا بتوانند گرفتار عسر و حرج نشوند و نماز مغرب و عشا را نیز بدون فاصله بعد از آن دو نماز گذشته، انجام دهند. البته این دسته استثنا هستند ولی پنج وقت برای پنج نماز واجب داشته باشیم، افضل و برتر است.
( برای این بخش از مقاله، نهج البلاغه های موجود و کتب لغت عربی به فارسی  مورد استفاده قرار گرفته است.)