بدی در شاهنامه ی فردوسی و قرآن و حدیث محمد رسول الله(ص)
- وَ ما اُبَرِّئُ نفسی اِنَ النفسَ لاَمّّارةٌ بالسوء (یوسف/ 53):من هرگز نفس خودم را تبرئه نمی کنم زیرا نفس بسیار امر به بدی می کند.
- يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعيدا ً...: (آل عمران/ 30): روزى كه هر كس كارهاى نيك و كارهاى بد خود را در برابر خود حاضر بيند، آرزو می كند كهاى كاش بین او و كردار بدش فاصلهاى دور دست بود. ...
- و من یَعمَل مِثقالَ ذَرّةٍ خیرآً یَرَهُ و مَن یَعمل مثقال ذَرَّةٍ شرّآً یَرَهُ (زلزال/ 7-8): هرکس مثقال ذره ای کار نیک انجام دهد آن را خواهد دید و هرکس مثقال ذره ای بدی کند آن را می بیند.
- وَ لتَکَن مِنکُم اُمَّةٌ یَدعُونَ اِلیَ الخیرِ و یَأمرونَ بِالمعروفِ و یَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ و اولئک هم المفلحون (آل عمران/104)
- بَلى مَنْ کَسَبَ سَیِّئَةًً وَ أَحاطَتْ بِهِ خَطیئَتُهُ فَأُولئِکَ أَصْحابُ النّارِهُمْ فیها خالِدُونَ (بقره /81): آرى، کسانى که مرتکب گناه شوند، و آثار گناه، سراسر وجودشان را بپوشاند، آنها اهل آتشند و جاودانه در آن خواهند بود.
فرمایش رسول الله صلى الله عليه و اله وسلم - درصحيح مسلم 2398 - عَنِ الْمُنْذِرِ بْنِ جَرِيرٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ - قَالَ رَسُولُ اللَّهِ - صلى الله عليه وسلم- « مَنْ سَنَّ فِى الإِسْلاَمِ سُنَّةً حَسَنَةً فَلَهُ أَجْرُهَا وَأَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا بَعْدَهُ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَىْءٌ وَمَنْ سَنَّ فِى الإِسْلاَمِ سُنَّةً سَيِّئَةً كَانَ عَلَيْهِ وِزْرُهَا وَوِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا مِنْ بَعْدِهِ مِنْ غَيْرِ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ أَوْزَارِهِمْ شَىْءٌ »: هرکس در اسلام ، سنت و روش درستی را پایه گذاری کند پاداش برای او و هرکس آن را انجام دهد، خواهد بود بدون اینکه از پادش آنان چیزی کم شود و هرکس روش بدی را بنیان نهد کیفر آن و دیگران که آن را انجام می دهند بر او خواهد بود بدون این که چیزی از این بارگناه از آنان کم شود. .
فرمایش نواده ی رسول الله (ص) امام صادق(ع): «إِنْ يَسْلَمِ النّاسُ مِنْ ثَلاثَةِ أَشْياءَ كانَتْ سَلامَةً شامِلَةً: لِسانِ السَّوْءِ وَ يَدِ السَّوْءِ وَ فِعْلِ السَّوْءِ.»: (منبع: سايت امام صادق چهل حدیث)
اگر مردم از سه چيز در سلامت باشند، سلامت كامل خواهند داشت: زبان بد و دست بد و كاربد.
فردوسی در پی آن است تا انسان را از بد کرداری به نیک کرداری بکشاند و ناپایداری روزگار را به کسانی که گمان می کنند: روزگار همیشه بر وفق مراد می گردد، هشدار می دهد و گوش زد می کند : " در همیشه بر روی یک پاشنه" نمی گردد":
چنین است گیهان ناپایدار/ در او تخم بد تا توانی مکار(ص 888 شاهنامه دو جلدی انتشارات هرمس)
بد و نیک ماند زما یادگار/ تو تخم بدی تا توانی مکار(ص 1283شاهنامه دو جلدی انتشارات هرمس)
و می فرماید: با نیکی می توان فرجام خوش داشت و نام نیکی هم از خود به یادگار گذاشت:
هر آن کس که خواهد که یابد بهشت / نگردد به گرد بد و کار زشت(1401ص شاهنامه دو جلدی انتشارات هرمس)
ز نیک و بدیها به یزدان گرای + چو خواهی که نیکیت ماند به جای )همان ص 1282 پادشاهی بهرام شاپور)
هر آن کس که او شاد شد از خرد / جهان را به کردار بد نسپرد
پشیمان نشد هر که نیکی گزید/ که بد، آب دانش نیارد مزید(ص 1383 شاهنامه دو جلدی انتشارات هرمس)
با هشدار دادن و گریز از بدی، انسان را با تشویق به این که خردمند، بد و خوب را می داند، جهت گیری عادل گشتن و عدالت گزیدن می دهد:
بداند بد و نيک، مرد خرد / بکوشد به داد و بپيچد ز بد (همان ص 1383 پادشاهی بهرام گور)
عدل و دادی که خدا، پیامبران، بشریت بدون قدرت و دلسوزانِ با حکمت، همه در آرزوی گسترش آنند و چه سر ها که به خاطر آن بر دار شد و چه بدن های بی سر که زیر سُمّ ستوران له و لورده گردید و چه خون ها که ریخته شد و چه آرزوها که برای ظهور عدالت گستر جهان هنوز بر زمین مانده و چه وعده ها که تا کنون در بایگانی تاریخ پوسیده و چه امیدها که آستان قدرت را بوسیده و عطایش را به لقایش بخشیدند و بر باد رفت.
در جمله ای معترضه گویم که نمی دانیم این عدل و داد چیست که همه دنبال آن هستند ولی به قول عبید زاکانی در "اخلاق الاشراف" هرکه رفت تا عدالت را پیاده کند،حکومتش بر افتاد.
سفارش فردوسی در جای جای شاهنامه به نیکی کردن است و پند نصیحتگران را پذیرفتن ولی انسان ها از پیر و جوان کمتر گوش به پند دلسوزان می دهند و همیشه می خواهند، خود تجربه کنند در حالی که حضرت امیر هم در نهج البلاغه می فرماید تاریخ مثل هم است و تکرار می شود: انّ الدّهرَ يَجرى بالباقين كَجَريهِ بالماضين ... مُتَشابِهَة اموره ( نهج البلاغه صبحی صالح / خطبه ی 157: روزگار همانگونه كه بر گذشتگان جريان داشت بر آیندگان ... نیز به همانند است.
در خطبه 192 نهج البلاغه صبحی صالح نیز شبیه به همین مطلب آمده است: فاعتبروا بحال ولد اسماعیل و بنی اسحاق و بنی اسرائیل علیهم السلام فما اَشدّ اعتدال الاحوال و اقرب الاشتباه الامثال : از احوال فرزندان اسماعیل، اسحاق و یعقوب پند گیرید که چقدر سرگذشت ها با هم برابر و داستان ها شبیه و نظیر یکدیگرند. افسوس این تکرار را قدرتمداران نمی بینند و گمان می کنند: "مرگ برای همسایه است" و پند پذیری به فراموشی سپرده شده است.
به نیکی گرای و به نیکی بکوش/ به هر نیک و بد، پند دانا نیوش(ص 1600 شاهنامه دو جلدی انتشارات هرمس)
آگاهی از احوال گذشتگان و انجام ندادن همان بدی های آنان، خود راه گریزی از سرنوشت محتوم مثل آنان است:
به دانش بود مرد را ایمنی / ببندد زبد دست اهریمنی(ص 1596 شاهنامه دو جلدی انتشارات هرمس)
نباید که گردد به گِرد تو بد/ کز آن بد ترا بی گمان بد رسد (ص 1600 شاهنامه دو جلدی انتشارات هرمس)
تصویری از خرداد ماه 1390 - زندگینامه علمی: