خرد در شاهنامه 3
هر بلایی که بر انسان وارد می شود از جهل و نادانی ست؛ برای همین است که دهقان زاده ی خراسان به ما سفارش می کند: همیشه دنبال کسب علم و دانش باشیم تا برای پرورش روح و روان خود، گام های بزرگی برداریم و در بستر لذت بخش آرامش بیآرامیم:
زدانش در بی نیازی مجوی وگر چند از او سختی آید به روی
در نسخه ی دیگری آمده : زدانش در بی نیازی بجوی/ وگر چند سختیت آید به روی(شاهنامه هفت جلدی شرکت سهامی کتاب های جیبی ج ششم ص 136)
چنان دان که هرکس که دارد خرد به دانش روان را همی پرورد(همان ج6 ص 141)
بیاموز و بشنو ز هر دانشی
که یابی ز هر دانشی رامشی(شاهنامه قریب ج 1 ص 86)
در مقابل خردمند، انسان بی خرد قرار دارد که دانش گریز است. نادان را به گام نهادن در وادی علم و دانش چه کار؟ عاقل دنبال دانش افزایی ست و جاهل در صحرای برهوت و کویر لوت در حال گریز از دانستن و آگاهی ست؛ همیشه در ستیز است و بر طبل جهل کوفتن مشغول. فردوسی در بزم نوشیروان و بوذرجمهرآورده است:
که نادان ز دانش گریزد همی
به نادانی اندر ستیزد همی
ز نادان بنالد دل سنگ و کوه
از ایرا ندارد بر کس شکوه