سنگ استنجا!

گر به "خر" خدمت کنی در برهه‌ها،

جفتکت خـــواهـد زنَد در جلگه ها!

خــــدمتت را هیـــــچ نابیند همی،

مزدِ تو "جو" دادنت یک "جفتکی"!

هـــــر چــــه آن را خدمت بیشی دهی،

اندکـــــی آمـــــاده ســـــازد جفتکی!

اقتـــــضای حـــــــال او باشـــد چنین،

زین قـــــضیه تــــو نباش انــدوهگـین!

کن فقــــــــــط با او مــــدارا حال را،

تـا بمــــانی از گــــزندش سالمــــــا!

کار خــــــود با او به پایانی رســــان،

بعـــــد از آن جانی ز او آسوده دان!

بی نمازان را چـــــرا خـــر گفته اند؟،

بی خـــیال و ناسپاسی خفــــــته اند!

شکــــر ایـــــزد را نکرده هیچ وقت،

مزد "جو" ها را زده جفتک به بخت!

بعض انسان ها ز خـــــــر هم بدترند،

چون که خر بعضی به خدمت برترند!

خدمت تو، پلّه ی رشد رذیل،

ناکس و پَستند مــــــــــــــــردان ذلیل!

فکر خود کن خدمتی برخــــود نما،

تا نگشـــتی سنــــگ استنجـــــــا، بِپا! (بپا یعنی مواظب باش. "به پا" یعنی تا سنگ استنجا نشدی که به پا ترا از خود طرد کنند.)

22/6/78

این نوشته را از دوستان خواندم گفتم شما هم از روش خر مطلع شوید خوب است:

تا حالا از خودتون پرسیدین چرا هیچگاه مسابقه "خر سواری" برگزار نمی‌شود؟!

پس از انجام تحقیقات میدانی و عملی بسیار جانورشناسان، مشخص شد که اسب‌ها در میدان مسابقه فقط در خط راست و مستقیم حرکت کرده و نه تنها مانع جلو رفتن و تاختن سایر اسبها به جلو نمی‌شوند،

بلکه هرگاه سوارکار خودشان یا سایر اسبها به زمین بیفتد، تا حد امکان که بتوانند آن سوارکار سقوط کرده را لگد نمی‌کنند.

اما خرها وقتی در خط مسابقه قرار می گیرند، پس از استارت اصلا توجهی به جلو و ادامه مسیر مسابقه به صورت مستقیم نداشته و فقط به خر رقیب که در جناح چپ و یا راستش قرار دارد، پرداخته و تمام تمرکزش، ممانعت از کار دیگران است!

یعنی تنها هدفشان این است که مانع رسیدن خر دیگر به خط پایان شوند!

حتی به این قیمت که خودشان به خط پایان نرسند.

امروزه از این موضوع در علم مدیریت بسیار استفاده می‌شود و بدین معناست که افراد ناتوان که می‌دانند خود به خط پایان نمی‌رسند، با سنگ اندازی و ایجاد مشکلات و چوب لای چرخ دیگران گذاشتن، به بهانه مختلف، مانع رسیدن دیگران به اهدافشان می شوند و در اصطلاح می‌گویند: "فلانی، مسابقه خر سواری راه انداخته است".

+ اسب سوار باش نه خر سوار...