انسان شناسی قرآن

شناخت گروهی از مردم در قرآن :
اگر دقت کنیم بخشی از قرآن کریم در باره انسان هایی صحبت میکند  که ظاهری عوام فریبانه دارند با کلام و سخن خود بر مردم چیره می شوند در خوش کلامی خیلی ظاهر الصلاح هستند اما باطنشان با خوش کلامی شان بسیار فرق دارد . خداوند این ها را خوب می شناسد که گرگ هایی در لباس میش هستند ؛ تو گمان می کنی اینها بله نفع مردم قدم بر می دارند ولی نه ؛ اینان رفتارشان نابودی در وضعیت اقتصادی مردم و نابودی در نسل بشریت است . اکنون این دو آیه را بنگرید :
۱ . وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ ﴿٢٠٤﴾:
و از مردم کسی است که گفتارش در زندگی دنیا تو را خوش آید، و [برای اینکه چنین وانمود کند که زبانش با دلش یکی است] خدا را بر آنچه در دل دارد شاهد می گیرد، در حالی که سرسخت ترین دشمنان است(۲۰۴ بقره)
۲ . وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ ﴿٢٠٥﴾

و هنگامی که [چنین دشمن سرسختی] قدرت و حکومتی یابد، می کوشد که در زمین فساد و تباهی به بار آورد، و زراعت و نسل را نابود کند؛ و خدا فساد و تباهی را دوست ندارد. (۲۰۵ بقره)
در آیه بعد هم اشاره می فرماید وقتی پرهیز از فساد و تباهی را به آنها تذکر می دهند از مسیر اشتباه بر نمی گردند بلکه با گناهِ بیشتر؛ و لجاجت،  دنبال عزت و چیرگی و سربلندی می گردند ولی جایگاهشان جهنم است . (آیه ۲۰۶ بقره)

سیر سقوط حکومت ها:

سیر سقوط حکومت ها :
حکومت که عملکردش با خواست ملت زاویه پیداکند، مرحله ی "انتقاد" شروع می شود.

وقتی حکومت به انتقاد توجه نکند ، مرحله "اعتراض" شروع می شود.

وقتی حکومت به اعتراض توجه نکرد، مرحله ی "اعتصاب" شروع می شود.

وقتی حکومت " اعتصاب را پاسخ قانع کننده نداد و با ملت دشمنی را آغاز کرد، مرحله. ی "اختصام" فرا می رسد . 

اختصام مردم باحکومت مرحله ی "فروپاشی" را فراهم می کند .

برابری حاکم و مردم

قالَ الإمامُ عَلِىّ عليه السلام: إيّاكَ وَ الاستئثارَ بِمَا الناسُ فيهِ أُسْوَةٌ ... . 

امام على عليه السلام خطاب به مالك اشتر فرمود: بپرهيز از ويژه سازى (انحصار طلبى) در چيزهايى كه همه مردم در آنها برابرند. نهج البلاغه اواخر نامه به مالک اشتر در باره ی حکومت داری .
از دیدگاه علی علیه اسلام : اصل مهمی که مدعیان حکومت اسلامی دارند این است که خود را با مردم برابر بدانند . از حاکمان بالا دست گرفته تا رده های پایین مدیران . مثلا نباید به سپرده گذار بانکی که عضو بانک است سود بیشتری پرداخت شود و به مردمی که عضو پرسنل اداری بانک نیستند سود کمتری به سپرده ی آنان پرداخت شود . کارگزاران حکومت نباید هیچ امتیاز طلبی نسبت به دیگران داشته باشند تا چه برسد به اینکه سهمیه ی پاداش چند صد میلیونی برای خود برداشت نمایند .  ادعای حکومت اسلامی داشتن و عمل نکردن به آنچه امام علی می فرماید با هم سازگاری ندارد .

نهی از دشمنی

نهی دشمنی مسلمانان با هم 
امام علی دشمنی کردن، بغض و کینه داشتن نسبت به یکدیگر را نهی فرموده و آن را به ماشین ریش تراشی یا قیچی مو کوتاه کنی تشبیه کرده است که باعث سقوط و از بین رفتن و نابودی می گردد( نهج البلاغه صبحی صالح خطبه ی ۸۶ صفحه ی ۱۱۸ و نهج البلاغه ی فیض الاسلام خطبه ی ۸۵ ص ۲۰۸):
لا تباغَضوا فانّها الحالِقَه. اتفاقا در حدیثی از رسول الله همین حدیث آمده به طور تفصیلی که در کتب صحاح برادران اهل سنت هست: 
عن الزُّبير بن العوَّام رضي الله عنه أنَّ النَّبيَّ صلى الله عليه وسلم قال: ((دبَّ إليكم داء الأمم قبلكم: الحسد والبَغْضَاء، هي الحالقة، لا أقول تحلق الشِّعر، ولكن تحلق الدِّين، والذي نفسي بيده لا تدخلوا الجنَّة حتى تؤمنوا، ولا تؤمنوا حتى تحابُّوا، أفلا أُنبِّئكم بما يثبِّت ذلك لكم؟ أفشوا السَّلام بينكم  ))  ([4670] رواه التِّرمذي (2510)، وأحمد (1/164) (1412)، وأبو يعلى (2/32) (669)، والبيهقي (10/232) (21596). قال التَّرمذي: اختلفوا في روايته. وجوَّد إسناده المنذري في ((التَّرغيب والتَّرهيب)) (4/31)، والهيثمي في ((مجمع الزوائد)) (8/33)، وحسَّنه الألبانيُّ في ((صحيح سنن التَّرمذي)) (2510). .)