رادمرد و نامرد در شعر و حدیث؛ قسمت دوم
قسمت دوم رادمرد و نامرد در شعر و حدیث
"سزای نیکی بدی است":
این ضرب المثل که می گوید: «سزای نیکی بدی است» خدمت کردن به انسان های پست فطرت است. از بس دامنه ی بی شرفان و ناکسان در فرزندان آدم گسترده شده و بدگهری فروان گشته است، این ضرب المثل هم به گمان بعضی برای همه به کار می رود؛ در حالی که آنچه ازمتون اخلاقی و دینی ما برمی آید، این ویژگی همه انسان ها نمی شود. دلیل این گفته، حدیث امام علی و شعر مولانا جلال الدین بلخی است:
- اذا أحسَنتَ اِلیَ اللّئیمِ و تَرَكَ بإحسانِكَ إلَيهِ (غررالحکم ترجمه ی انصاری فصل 17 ص 317):
هرگاه به فرومايه و ناکسی نيكى كنى، در پاسخ به نیکی ات، ترا بیفکند(به تو بدی رساند).
- این بود خوی لئیمان دَنی = بد کند با تو چو نیکویی کنی:
- عادَةُ اللِّئامِ اَلمُکافاتُ بِالقَبیحِ عَنِ الإحسان(غررالحكم ترجمه انصاری فصل53ص492): روش پست فطرتان این است که سزای نیکی را با بدی می دهند.
- مَسرَّةُ اللِّئام سوءُ الجزاءِ(غررالحکم ترجمه انصاری فصل80ص762)شادی فرومایگان در سزای نیکی را بدی دادن است.
مروت نباشد بدی با کسی = کز او نیکویی دیده باشی بسی
که چون بدگهر پرورم لاجرم = خیانت روا داردم در حرم(سعدی بوستان)
- إحذَرِ اللّئیمَ إذا أکرَمتَهُ و الرَّذلَ إذا قَدَّمتَهُ وَ السِّفلَةَ إذا رَفَعتَهُ(غررالحکم ترجمه ی انصاری فصل4 ص 143): هنگامی که به انسان فرومایه ای نیکی می کنی و بزرگش می داری، بترس؛ و هنگامی که انسان پستی را بر خود پیشی می داری از او بر حذر باش؛ و اگر انسان بد سرشتی را بالا آوردی از او بترس. امام علی ع برای ناکسی و بدسیرتی انسان دو رکن را به ما می شناساند که در هرکه باشد او از پست فطرتان خواهد بود نه جوانمردان: یکی آزمندی وطمع؛ دیگری بخل یا تنگ نظری برای هزینه کردن ثروت دنیا برای خود و دیگران. این دو بنیان یا ستون اصلی پستی انسان در دنیاگرایی است. در واقع همین دوصفت عاملِ بدی کردن دیگران در برابر خوبی آنان می شود:
- مَن جُمِعَ لَهُ مَعَ الحِرصِ عَلَی الدُّنیا، اَلبُخلُ بِها فَقَدِ استَمسَکَ بِعَمودَیِ اللَّومِ(غررالحکم ترجمه انصاری فصل77ص712): هرکس حرص، طمع و بخل - آز و تنگ نظری- بر دنیا را باهم درخود جمع نماید به دو ستون ناکسی چنگ زده است. حال که به این دو صفت لئیمان رسیدیم، بد نیست بدانیم به طور ریشه ای بدانیم آفریدگار جهان این خصلت را برای چه در نهاد انسان گذاشته است؟ بر اساس فرمایش امام علی ع، خسیس بودن یا بخل و تنگ نظری، ابزاری برای نگهداشتن دین آورده شده تا انسان نسبت به دینداریش حساس باشد که آن را از دست ندهد تا به بزرگواری و رادمنشی برسد:
- مَن بَخِلَ بدِینِهِ جَلَّ؛ امّا: مَن بَخِلَ بِمالِهِ ذَلَّ(غررالحکم ترجمه انصاری فصل77 ص624): هرکس نسبت دینداریش بخل بورزد بزرگی یابد؛ و هرکس به ثروتش بخل داشته باشد خوار گردد.
در برابر این دسته ازنامردان، انسان های نیکوسیرت همیشه در مقابل خدمتی که از کسی به آنان می رسد درعمل و زبان همیشه از نیکوکار، سپاسگزاری می کنند و جبران خوش خدمتی دیگران را نه فراموش می کنند نه به آنان بدی روا می دارند بلکه خوبی دیگران در ذهنشان ماندگار است و دنبال فرصتی می گردند تا پاسخ مناسبی که در خور نیکوکار است با ارزش بالاتری برای او فراهم کنند.
قرآن به ما آموزش می دهد: هنگامی که به شما تَحیّت(سلام و درود یا کار نیکی) می نمایند بهتر از تحیت آنان یا مانند آن را جواب دهید. به یقین خداوند بر هر چیز حسابرس است: وَإِذَا حُيِّيتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحسَنَ مِنهَا أَو رُدُّوهَا إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيءٍ حَسِيبًا(سوره ی نساء، آيه ی 86).
- لَم یَتَّصَف بِالمُرُوَّةِ مَن لَم یَرعَ ذِمَّةَ أوِدّائِهِ وَ یُنصِفُ أعدائَهُ(غررالحکم ترجمه انصاری فصل74 ص599): به مروَّت و جوانمردی شناخته نمی شود کسی که حقوق دوستانش را رعایت ننماید و با دشمنانش به انصاف و میانه روی رفتار نکند.
پس نگهداشت حق و حقوق یا هواداری از داشته های دیگران وظیفه ی هر انسان باشرفی است که بداند این مسئولیت بر دوش چنین انسان خوش سیرتی است تا آن را به روش بهترو برترانجام دهد. افزون بر این، انسان نیکوسیرت، در مقابل بدی دیگران به آنان نیکی می کنند
اما انسان بدذات روشش برعکس است: همان اندازه که هرچه به نیکمرد خدمت کنی او پاسخ خوبی به شما خواهد داد، انسان بدسیرت بیشتر بر تباهی بدرفتاری اش افزوده می شود:
- اَلکَرامَةُ تُفسِدُ مِنَ اللَّئیمِ بِقَدرٍ تُصلِحُ مِنَ الکَریمِ(غررالحکم ترجمه انصاری فصل1ص94): نیکی کردن به همان اندازه که خمیرمایه ی انسان رادمرد را پرورش می دهد سبب تباهی فرد نامرد می شود.
نمونه هایی از روش رادمردان و نامردان در سخنان امام علی ع و اشعاری از برخی شاعران:
1. رادمردان سودمندند و دنبال برطرف کردن رنج ونیازهای دیگرانند و نامردان بر عکس:
بی توجهی به مشکل های دیگران که گامی برای رفع آن برندارد و به راحتی از کنار آنها بگذرد، روش جوانمردان نیست بلکه نامردی تمام عیار است:
هرکه بی باکی کند در راه دوست = ره زن مردان شد و نامرد اوست(مولوی مثنوی معنوی)
گرت از دست برآید دهنی شیرین کن = مردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی(سعدی گلستان)
- خَیرُالنّاسِ مَن تَحَمَّلَ مَؤُونَةَ النّاسِ (غررالحکم ترجمه ی انصاری فصل29 ص390): بهترین مردم کسی است که هزینه زندگی مردم را فراهم کند.
- اَلکَریمُ إذَا احتاجَ اِلیکَ أعفاکَ وَ إذَااحتَجتَ اِلیهِ کَفاکَ(غررالحکم ترجمه انصاری فصل1ص93): انسان رادمرد هنگامی که به تو نیازمند باشد برای برطرف کردن نیازش به تو برنمی گردد ولی اگرتو به او نیاز پیدا کنی همو نیازت را برآورده می کند.
- اَللّئیمُ إذَا احتاجَ اِلَیکَ أحفاکَ و إذَا احتَجتَ اِلَیهِ عَنّاکَ(غررالحکم ترجمه انصاری فصل1ص93): ناجوانمرد اگر به تو نیاز پیدا کند پی در پی به سراغت می آید تا کمکش کنی واگر تو به او نیاز پیدا کنی آزارت می دهد.
- اَلکَرَمُ تَحَمُّلُ أعباءِ المَغارِمِ(غررالحکم ترجمه انصاری فصل1ص46): رادمردی به دوش کشیدن بارسنگین تاوان های دیگران است.
به دستگیری افتادگان و محتاجان = چنان که دوست به دیدار دوست مستعجل(سعدی بوستان)
- اَللَّئیمُ لا مُرُوَّة لَهَ(غررالحكم ترجمه انصاری فصل1ص34): ناکس جوانمردی ندارد.
بکوشید تا رنجها کم کنید = دل غمگنان شاد و بیغم کنید
بکوشید تا بردل هرکسی = ازو رنج بردن نباشد بسی
که درویش را شاد دارم به گنج = نیارم دل پارسا را به رنج
توانگرتر آن کو دلی راد داشت = درم گرد کردن به دل باد داشت
نباید نمودن به بی رنج رنج = که برکس نماند سرای سپنج(فردوسی)
خنک آن که آسایش مرد و زن = گزیند بر آسایش خویشتن
طریقت به جز خدمت خلق نیست = به تسبیح و سجّاده و دلق نیست(سعدی بوستان)
کار درویش مستمند برآر = که ترا نیز کارها باشد(سعدی گلستان)
2. جوانمردان آرامش آفرینند؛ ناجوانمردان، پدید آورِجنگ اعصاب، آزار رسان و شرّ زا:
- اَلکَریمُ یَعفو مَعَ القُدرةِ وَ یَعدِلُ فِی الإمرَةِ وَ یَکُفُّ إسائَتَهُ و یَبذُلُ إحسانَهَ(غررالحکم ترجمه انصاری فصل1ص93): جوانمرد به زمان قدرتمداری از بدی دیگران در می گذرد به هنگام حکومت،عدل و داد برپا می کند از بدکرداری به مردم پرهیز می کند و از نیکی اش به مردم دریغ نمی ورزد.
- اللَّئيمُ لا يُرجىٰ خَيرُهُ؛ وَ لا يُسلَمُ مِن شَرِّهِ؛ وَ لا يُؤمَنُ مِن غَوائلِهِ(غررالحکم ترجمه انصاری فصل1 ص82): انسان فرومایه، نه به خيرش اميدى است؛ و نه از شرّش می شود در سلامت بود؛ و نه از گزندهايش می توان در امنیت قرار گرفت.
- اَلکَریمُ یَأبَی العارَ و یُکرِمُ الجار(غررالحکم ترجمه انصاری فصل1ص 87): جوانمرد از ننگ سر باز می زند و همسایه را گرامی می دارد.
میازار کس را که آزاد مرد = سر اندر نیارد به آزار و درد
سرمایه ی "مرد سنگ و خرد" = ز گیتی بی آزاری اند خورد
بی آزاری و مردمی بهترست = کرا کردگار جهان یاورست
بی آزاری و مردمی بایدت = گذشته چو خواهی که نگزایدت
بی آزاری و راستی بایدت = چو خواهی که این خورده نگزایدت
بی آزاری و راستی برگزین = چو خواهی که یابی به داد آفرین
چو خواهی که آزاد باشی ز رنج = بی آزار و بی رنج آگنده گنج،
بی آزاری زیر دستان گزین = بیابی ز هر کس به داد آفرین
بی آزاری زیر دستان گزین = که یابی ز هرکس به داد آفرین
بی آزاری و سودمندی گزین = که این است فرهنگ آیین و دین
که پرهیز از آن کن که بد کرده ای = که او را به بیهوده آزرده ای(فردوسی)
دنیا نَیَرزد آن که پریشان کنی دلی = زنهار بد مکن که نکردست عاقلی
اگر بد کنی چشم نیکی مدار = که هرگز نیارد گز، انگور، بار
رطب ناورد چوب خرزهره بار = چو تخم افکنی برهمان چشم دار
کنونت که دست است خاری بکَن = دگر کی برآری تو دست از کفن؟
بد اندیش توست آن و خون خوار خلق = که نفع تو جوید در آزار خلق
نخواهی که نفرین کنند از پست = نکو باش تا بد نگوید کست
مکن پنجه از ناتوانان بدار = که گر بفکنندت شوی شرمسار
خواهی که بر از مُلک سلیمان بخوری = آزار به اندرون موری نرسان(سعدی بوستان)
- ما أوحَشَ الکَریمُ (غررالحکم ترجمه انصاری فصل 79 ص 743): انسان بزرگوار کسی را نمی ترساند.
- اَللَّئیمُ یَدَّرِعُ العارَ وَ یُؤذِی الأحرارَ(غررالحکم ترجمه انصاری فصل1ص 87): انسان بدنهاد و ناجوانمرد، جامه ننگ بپوشد و آزادمردان را آزار دهد.
چو خواهی که آزاد باشی ز رنج = بیآزار و بیرنج آگنده گنج،
بیآزاری زیردستان گزین = بیابی ز هرکس به داد آفرین(فردوسی)
- عادَةُ الأشرارِأذیَّةُ الرِّفاق(غررالحکم ترجمه انصاری فصل53ص493): خوی بدکرداران (اشرار) آزار رساندن به دوستانشان است.
- مِن عَلاماتِ اللُّؤمِ سوءُ الجَوارِ(غررالحکم ترجمه انصاری فصل 78 ص 728): از نشانه های فرومایگی بد رفتاری با همسایگان است.
- عادَةُ اللِّئامِ وَ الأغمارِأذیَّةُ الکِرامِ وَ الأحرار(غررالحکم ترجمه انصاری فصل53ص493): خوی و عادت بدسرشتان و ابلهان، آزار رساندن به جوانمردان و آزادگان است.
تو بیدار باش و جهاندار باش = خردمند و راد و بی آزار باش
به خیره میازار جان کسی = نباید که پیچی ز داور بسی
به بد کردن خویش و آزار کس = مجو ای پسر درد و تیمار کس(فردوسی)
زنبور درشت بی مروت را گوی = باری چو عسل نمی دهی نیش مزن(سعدی گلستان)
خواهی از دشمن نادان که گزندت نرسد = رفق پیش آر و مدارا و تواضع کن و جود(سعدی بوستان)
می کوش که تا ز اهل نظر خوانندت = وز عالَم راز بی خبر خوانندت
گر خیر کنی فرشته خوانند ترا = ور میل به شرّ کنی به شر خوانندت(کلیات عبید زاکانی رباعیات)
3. خوش سیرتان دنبال پاداش از دیگران نیستند ولی بدسیرتان دنبال دستمزد:
هیچ انسان وارسته ای نیست که اگر کار خیری انجام دهد به دنبال دستمزد گرفتن باشد؛ کار خیر و نیکی به دیگران چو نیت خدا پسندانه داشته است بیرون از دایره ی کوچک مزد و پاداش است.
- اَلکَریمُ یَرفَعُ نَفسَهُ فی کُلِّ ما أسداهُ عَن حُسنِ المُجازاةِ (غررالحکم ترجمه انصاری فصل1ص90): رادمرد كسى است كه خود را بالاتر از اين بداند كه براى انجام نيكی هايش به مردم، از آنان پاداش نيكو بخواهد.
نه مزد و نه دارد کسی ز او سپاس = نه بپسندد آن مرد یزدان شناس(فردوسی)
مزد اینگونه کارها فقط از جانب آفریدگار جهان در دو گیتی به انسان بهره می رساند مگر شیطان با سلطه ای که بر ما ایجاد می کند ما را به طرف ریاکاری و نادیده گرفت خداوند متعال براند.
کار خیر درواقع به پاس و شکرانه ی نعمت های بی شمار پروردگار است که چنین وظیفه ای را بر دوش ما بار می کند زیرا خداوند این نعمت ها را به ما داده و ما مدیون حضرت خداوند پاک جَلَّ جَلالُهُ ربّی هستیم و باید کمر به خدمت خلق بربندیم.
- اَلکَریمُ یَریٰ مَکارمَ أفعالِهِ دَیناًعَلَیهِ یَقضیهِ(غررالحکم ترجمه انصاری فصل1ص90): رادمرد کردارهایش را وامی برگردن خویش می بیند که باید آن را بپردازد.
مولوی "لئیمان" را "بَد رَگان" نامیده و با مثالی چنین آورده است:
شکر آن نگزاردند آن "بَد رَگان" = در وفا بودند کمتر از سگان
مر سگی را لقمه نانی ز دِر، = چون رسد؛ بر در همی بندد کمر
پاسبان و حارس در می شود = گر چه بر وی جور و سختی می رود
هم بر آن در باشدش باش و قرار = کفر دارد کَرد غیری اختیار(مولوی مثنوی معنوی)
- اَللَّئیمُ یَریٰ سَوالِفَ إحسانِهِ دَیناً یَقتَضیهِ(غررالحکم ترجمه انصاری فصل1ص90): انسان ناکس خوبی هایی که در گذشته برای دیگران انجام داده، وامی می پندارند که آنان باید به او بپردازند.
تصویری از خرداد ماه 1390 - زندگینامه علمی: