134(حکایت های ملا جمال)کارمای تهمت
134(حکایت های ملا جمال)کارمای تهمت
در مسقط الرأس حقیر حدود 85 سال پیش، دختری عروس خانواده ای شد. به عللی مورد تهمت دو برادر بزرگتر خانواده ی شوهرش قرار گرفت. وصلت ازدواج او به طلاق منجر شد. آبروی ریزی صورت گرفت. چون بی گناه بود، پدرش شبها میرفت نزد منبر در مسجد و به درگاه خدا انابه و گریه می کرد. آندو برادر یکی، بچه ی لال نصیبش شد و دخترش هم که نوجوان شد یک نفر گولش زد و حامله شد که بچه اش را سقط کردند. یکی دیگر هم دختر خل وچل و لالی نصیبش گردید. آن دخترتهمت زده شده هم با یک نفر دیگر ازدواج کرد. سعی نمایید نه عیب کسی را بگیرید نه تهمت به کسی بزنید.
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۵ ساعت 10:29 توسط نصــــرت الله جـــــمالي
|
تصویری از خرداد ماه 1390 - زندگینامه علمی: