134(حکایت های ملا جمال)کارمای تهمت

در مسقط الرأس حقیر حدود 85 سال پیش، دختری عروس خانواده ای شد. به عللی مورد تهمت دو برادر بزرگتر خانواده ی شوهرش قرار گرفت. وصلت ازدواج او به طلاق منجر شد. آبروی ریزی صورت گرفت. چون بی گناه بود، پدرش شبها میرفت نزد منبر در مسجد و به درگاه خدا انابه و گریه می کرد. آندو برادر یکی، بچه ی لال نصیبش شد و دخترش هم که نوجوان شد یک نفر گولش زد و حامله شد که بچه اش را سقط کردند. یکی دیگر هم دختر خل وچل و لالی نصیبش گردید. آن دخترتهمت زده شده هم با یک نفر دیگر ازدواج کرد. سعی نمایید نه عیب کسی را بگیرید نه تهمت به کسی بزنید.