غمگسار (شعر عاشقانه)

تویی مونسم غمگسار دلم/ شریک خوشی و غمم همدلم

فراز دلم جایگاه تو شد/ تو باران مهری پگاه تو شد

بیا در برم از سحرگاه به صبح/ تو باشی برم از دل شب به صبح

نگاه دو چشمت غمم را زدود/ همیشه به تو دل سپردم درود

صداقت ز روح و دلت آشکار/ تو دلسوز جانم شدی ای نگار

سراسر حیایی و پاکی چو آب / کمندت گرفته مرا چون حباب

ایا نصرت‌الله سپاس خدا / همیشه به جا شکر حق را نما

نصرت‌الله جمالی

7 شهریور/سنبله 1405